انقلاب در لغت به معنی زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است و در آغاز از اصطلاحات علم اخترشناسی بود و در معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت ستارگان به جای اول به کار می رفت. فلاسفه انقلاب را این گونه بیان می نمایند که ذات و ماهیت یک شیی لزوماعوض شده باشد و در نگاه جامعه شناسان هر گونه جنبش اجتماعی توده‌ای که به فرآیندهای عمده اصلاح یا دگرگونی اجتماعی بیانجامد، انقلاب نامیده می‌شود. انقلاب‌های بزرگ به آن دسته از انقلاب‌ها گفته می‌شود که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد.

تاريخچه :

پدیده انقلاب چنان که نوشته‌های متفاوت باقی مانده از دوران باستان نشان می دهد قدمت بسیار دارد. براساس یک پژوهش علمی، در فاصله ۶۰۰ ق. م تا ۱۴۶ ق. م، ۸۴ انقلاب در یونان باستان بهوقوع پیوست و در فاصله ۵۰۹ ق. م تا ۴۷۶ م. رم باستان شاهد ۱۷۰ انقلاب و اغتشاش عمده ثبت شده بود.

انقلابها در قرن بیستم

تقریباً همه انقلابهای قرن بیستم در جوامع در حال توسعه رخ داده اند، نه در کشورهای صنعتی. دو رویداد انقلابی که عمیق‌ترین نتایج را برای کل جهان داشته اند، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب ۱۹۴۹ چین بودند. هر دو انقلاب در جوامع عمدتاً روستایی و دهقانی رخ دادند، اگرچه شوروی از آن هنگام تاکنون به سطح بالایی از صنعتی شدن دست یافته است. بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز انقلاب را در این قرن تجربه کرده اند برای مثال مکزیک، ترکیه، مصر، ویتنام، کوبا و نیکاراگوئه. ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی (۱۹۷۸ میلادی) انقلاب عظیم مردمی را پشت سر گذاشت. جامعه شناسان و متفکران غربی بنا به چند دلیل از پرداختن به انقلاب ایران و نظریه پردازی در مورد آن پرهیز کردند: اول اینکه ماهیت جامعه شناسی بطور اخص آن در غرب یک ماهیت سرمایه داری و در خدمت دولتهای استعمارگر غربی می باشد و انقلاب ایران در نقطه مقابل این تفکر می باشد. ثانیاً: انقلاب ایران تمام نظریه پردازی های جامعه شناسی که در مورد ماهیت انقلاب در سراسر جهان بوده است را بر هم زده است. زیرا انقلاب اسلامی ایران منطبق با هیچ کدام از نظریه های جامعه شناسی انقلاب نیست. برای همین بطور مثال گیدنز که یک جامعه شناس انگلیسی و مشاور تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلیس می‌باشد در کتاب مبانی جامعه‌شناسی خود در بیان انقلابهایی که در قرن بیستم رخ داده است نامی از انقلاب مردمی ۱۹۷۸ ایران نبرده است.

نظریه‌های انقلاب

از آنجا که انقلابها در تاریخ جهان طی دو قرن گذشته بسیار مهم بوده اند، شگفت انگیز نیست که نظریه‌های گوناگونی به منظور کوشش برای تبیین آنها بوجود آمده است. برخی از این نظریه‌ها در اوایل عمر علوم اجتماعی تنظیم گردیدند؛ مهمترین رویکرد در این زمینه نظریه کارل مارکس است. مارکس مدتها پیش از هر یک از انقلابهایی که به نام اندیشه‌های او رخ داده زندگی می کرد، اما بر آن بود که نظریاتش تنها به عنوان تحلیلی از شرایط دگرگونی انقلابی در نظر گرفته نشود، بلکه به عنوان وسیله ای برای پیشبرد این گونه دگرگونیها مورد استفاده قرار گیرد. اندیشه‌های مارکس، صرف نظر از اعتبار حقیقی آنها، تأثیر عملی فوق العاده زیادی بر دگرگونیهای اجتماعی قرن بیستم داشته اند. نظریه‌های مهم دیگر بسیار دیرتر به وجود آمدند و اندیشمندان کوشش کرده اند هم انقلابهای اولیه (مانند انقلابهای آمریکا یا فرانسه)و هم انقلابهای بعدی را تبیین کنند. برخی دامنه تحلیل را حتی گسترده تر ساخته و کوشیده اند فعالیت انقلابی را در ارتباط با شکلهای دیگر شورش یا اعتراض تبیین کنند.

عوامل به وجود آورندهٔ انقلاب :

 نارضایتی عمیق از وضع جاری

نارضایتی عنصر به وجود آورنده ی تغییر است ولی هر نازضایتی نمی تواند به انقلاب تبدیل گردد، بلکه این نارضایتی باید به حد ناامیدی از اصلاح در پیکرهٔ سیاسی موجود در آمده باشد تا کم کم به عنصر خشم منجر شود. یکی دیگر از شاخصه‌های این نارضایتی، ظهور در طبقه‌ها و قشرها و نخبه گان است.

 ظهور ایدئولوژی‌های جدید و جایگزین

ایدئولوژی به معنی اشتراکات فرهنگی و عقیدتی است که به نحوی نمادین بیان می گردد، ایدئولوژی به معنای خاصش نوعی انقلاب گفتاری محسوب می‌شود که اهداف جدیدی را پیش روی افراد ناراضی از وضع موجود قرار می دهد تا در حول آنها به ارائهٔ نظریات و ایده‌های جدید اقدام شود. برینتون گفته که هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی جدید شکل نمی گیرد. این ایدئولوژی اهداف دور از دسترسی را که کمبود حکومت موجود است و حکومت نمی تواند آنها را تحقق بخشد، نشانه می رود تا هم رضایتی عقلایی از ارضاء آنها در آینده برای جذب عامیون استفاده کند و هم با آرمانهایش به ساختارهای نخبه گان ساخت بدهد و آنها را در یک جهت هماهنگ کند .

ایدئولوژی هر انقلاب در چگونگی روندها و چهاچوب‌ها در حال و آیندهٔ پیروزی و یا شکست آن انقلاب نقش بسیار اساسی دارد به عبارتی چگونگی پیروزی، حکومت جایگزین، نقش‌های رهبری و دیگر عوامل که با پیروزی یک انقلاب به دنبال آن می آیند از ایدئولوژی آن انقلاب بر می خیزند و هر چه این ایدئولوژی به آرمان‌های آن جامعه نزدیکتر باشد پیروزی نزدیکتر و موفق تر است

گسترش روحیهٔ آنارشیستی

گسترش روحیهٔ انقلابی آغاز دوران آنارشیستی یک انقلاب است. در این زمان جامعه دیگر به آن قدرت رسیده است که برای رسیدن به خواسته هایش در پی عمل کردن به آنها باشد. شورش ها، انتقادهای مستقیم و خالی از کنایه، تظاهرات‌های غیر آرام و... همه و همه از نشانه‌های رسیدن جامعه به این سطح از نارضایتی است. در مرحلهٔ دوم، یعنی بروز ایدئولوژی، هنوز مردم عامی نوعی پشیمانی، برای مقابله با تغییرات در آینده و حفظ وضع موجود را با خود همراه دارند ولی در مرحلهٔ گسترش روحیه انقلابی دیگر این محافظه کاری به تدریج از بین می رود و به نوعی تنفر تبدیل می شود. هر چه این تنفر ریشه دارتر و بزرگتر باشد چهرهٔ انقلاب‌ها خونین تر و پر اضطراب تر نیز می شوند، زیرا در آنها علاوه بر نابود شدن نهادهای حکومت پیشین، کارکنان و عوامل حکومت پیشین هم مورد خشم مردم قرار خواهند گرفت. به طور کلی به وجود آمدن این دوره شاخصهٔ بروز انقلاب است، هیچ کدام از مراحل قبل این حس را بر کل جامعه القاء نمی کنند که می توانند به انقلاب منجر شوند ولی ورود به دورهٔ آنارشیستی، بازگشت به عقب را ناممکن می‌کند و از طرفی وجود جهل در سران حکومت که تنها به ادامهٔ سرکوب ادامه می دهند، این روحیه را هر روز بیشتر از پیش می‌کند و تا آن حد پیش می رود که به انقلاب منجر گردد.

 وجود رهبر

وجود رهبر، تشابه بی حد و اندازه ای با ایدئولوژی دارد. در جریان یک انقلاب همیشه یک ایدئولوژی حاکم نمی شود، بلکه انواع ایدئولوژی‌ها در کنار یکدیگر فعال اند ولی ایدئولوژی عام تر و نزدیکتر به اکثرت ( منظور کسانی است که در روند انقلاب نقش فعالتر و ایدئولوژی بارزتر و پذیرفتنی تری دارند ) از درون خود رهبری را برای بسیح این نیروها در نظر می گیرد و نقش هم آوایی برای انقلاب شروع می گردد. این رهبر علاوه بر داشتن ویژگی‌ها سیاسی و اجتماعی و قشری باید شجاعت ایستادن در مقابل حکومت را هم داشته باشد. همچنین تعادل و تعامل با دیگر گروه‌ها و دسته‌ها نیز در روند پیروزی نقش بسیار مهمی دارد. آیت‌الله خمینی زمانی که در پاریس اقامت داشت در مورد تعامل با این گروه‌ها که حتی ایدئولوژی‌های مخالف داشتند کوشید ولی وقتی نیروی غالب بر انقلاب شکل گرفت و انقلاب به پیروزی رسید، همکاری پایان یافت. فیدل کاسترو در کوبا رهبری انقلاب کوبا را بر عهده داشت، این انقلاب‌ها که با رهبری یک نفر به عنوان شاخصهٔ بروز آنها به موفقیت می رسند را انقلاب‌های تک نفری می نامند ولی در غالب انقلاب‌ها این گونه نیست که یک نفر بتواند بسیج نیروها و نارضایتی‌ها را مهیا کند. گاهی مانند انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، الجزایر، انقلاب فرانسه، انقلاب ۱۹۷۹ نیکاراگوئه و انقلاب ۱۹۴۵ چین رهبری به یک گروه و یا دسته بر می گردد که بیشترین پیروان را دارند و ایدئولوژی مقبول تر را در اختیار دارند، ولی در کل این دسته‌ها نیز شخصت‌های مشهوری را دارند که حرف آخر رامی زنند مثلا" لنین و بلشویسم در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، احمد آل در الجزایر، برینتون و روبسیر در انقلاب فرانسه، مائو در انقلاب ۱۹۴۵ چین.

نتایج انقلاب

وقایع بعد از انقلاب تا اندازه ای تحت تأثیر همان رویدادهایی است که منجر به انقلاب شده اند. گاهی بعد از یک دوره مبارزه انقلابی کشور فقیر شده و به شدت دچار نفاق و از هم گسیختگی می گردد. بقایای رژیم شکست خورده یا گروههای دیگری که برای قدرت مبارزه می کنند، ممکن است نیروهای خود را دوباره گردآوری کرده و مجدداً دست به تهاجم بزنند. اگر دولتهای مجاور با حکومت جدید دشمن باشند، احتمال موفقیت حکومت جدید در بازسازی اجتماعی کمتر می‌شود مگر آنکه آنها از حکومت جدید طرفداری کرده و آماده حمایت جدی از آن باشند.

انقلاب اسلامی :

انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در ایران، (مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت اکثریت مردم، احزاب، روشنفکران و دانشجویان ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی، یک روحانی شیعه، در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیتهای اسلامی، در این انقلاب حضور برجسته‌ای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند. این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته می‌شود.
+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در جمعه 1389/12/13 و ساعت 20:31 |

در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر... 

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي  متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما? راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات? و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند?

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در سه شنبه 1390/03/03 و ساعت 23:2 |

این روزها مصادف با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در خرمشهر است . انقلابی که در میانه جنگ سرد و اوج رقابت دو ابرقدرت شرق و غرب به وقوع پیوست. انقلاب اسلامی در ایران با پیامی جدید و متفاوت از ارزشها و شعارهای کمونیستی و لیبرالیستی در منطقه راهبردی خاورمیانه تحقق یافت . آمریکا و دولتهای غربی متحدش از یکی از مستبدترین نظامها در منطقه خاورمیانه حمایت می کردند. محمدرضا پهلوی شاه ایران ، کشور و مردمش را در خدمت منافع آمریکا و دولتهای غربی قرار داده بود و نزدیک به پنجاه هزار مستشار نظامی آمریکایی در ایران بودند. مهمترین مسئولیت شاه ، سرکوب آزادیخواهان و انقلابیون بود. زندانها پر از زندانیان سیاسی بود که به خاطر آزادیخواهی و فعالیتهای سیاسی به زندانهای مخوف افتاده و برخی از آنها در زیر شکنجه های وحشیانه ، جان خود را از دست دادند.
 انقلاب اسلامی در چنین فضای داخلی و بین المللی تحت رهبری یک روحانی و مرجع مبارز و آگاه یعنی امام خمینی (ره) طومار نظام شاهنشاهی 2500 ساله را در ایران درهم پیچید. آمریکا و دیگر دولتهای غربی هم دیگر چاره ای جز تسلیم در برابر امواج خروشان انقلاب اسلامی نداشتند. اما عقب نشینی آمریکا و دولتهای غربی متحدش در برابر انقلاب اسلامی ایران به معنی پایان دشمنی و توطئه آنها علیه انقلاب نوپای مردم ایران نبود. آنها در دشمنی و توطئه علیه انقلاب اسلامی ، هیچ ابایی از زیر پا گذاشتن تمام ادعاهای دموکراسی خواهی و آزادی طلبیشان نداشته اند. کمک به گروههای تروریست و جدایی طلب ، تحریم اقتصادی ایران و تلاش برای کودتا، تنها بخشی از اقدامات آمریکا و متحدانش برای براندازی دولت نوپای انقلابی در ایران بوده است . حتی آنها از رژیم صدام در حمله نظامی همه جانبه به ایران در سال 1980 ، حمایت کرد. اما در پایان 8 سال نبرد ، جمهوری اسلامی ایران سربلند و مستحکمتر از قبل شده بود. به این ترتیب ، آمریکا دریافت که جمهوری اسلامی به چنان قدرتی و محبوبیتی دست یافته است که اقدام نظامی نه تنها در جلوگیری از پیشرفت و گسترش تفکر انقلاب اسلامی موثر نیست ، بلکه فرصتی برای رساندن پیام انقلاب به دیگر کشورهای اسلامی است. 

آمریکا و متحدان غربیش با وجود بکارگیری تمام روشهای سیاسی ، اقتصادی و نظامی ، برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران از جنگ روانی و تبلیغات منفی علیه آن غفلت نکردند. انها در این جنگ روانی یک فضای ایران هراسی در منطقه برای توجیه دشمنی و سیاستهای سلطه طلبانه شان علیه جمهوری اسلامی به راه انداختند. به مرور که فناوری ارتباطات و جریان اطلاعات توسعه یافت ، جنگ نرم بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. دولت آمریکا تلاش کرد از جنگ نرم بیش از گذشته برای پیشبرد سیاستهای توسعه طلبانه اش استفاده کند. «مارك پالمر» از استراتژيست هاي معروف آمريكا در گزارشی بنام «ايران- آمريكا، رهيافت جديد» صراحتا" با ايده تهاجم نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران مخالفت نموده است. او به این نکته اذعان کرده است که ايران به لحاظ وسعت و جمعيت فراوان ، كيفيت بالای نيروي انساني ، امكانات پیشرفته نظامي ، منابع سرشار طبيعي و موقعيت ممتاز جغرافيايي ، در منطقه خاورميانه به قدرتي كم نظير تبديل شده كه ديگر نمي توان با يورش نظامي و جنگ ، آن را سرنگون كرد. مارک پالمر براین نکته تصریح می کند که تنها راه سرنگون کردن نظام جمهوري اسلامي ایران پيگيري مكانيسم هاي جنگ نرم و استفاده از تكنيك هاي عمليات رواني تبليغاتي با استفاده از 3 تاكتيك مهار ، نبرد رسانه اي و ساماندهي و پشتيباني از نافرماني مدني است.
" جوزف نای" از معروفترین نظریه پردازان جنگ نرم در آمریکا است . او نیز با ادبیات متفاوتی دید گاههای مارک پالمر را در به کارگیری روشهای جنگ نرم علیه ایران مورد تایید قرار می دهد. این استاد دانشگا هاروارد در تاریخ 20 ژوئن 2010 در سخنرانی خود در جلسه شورای فرهنگی انگلیس گفت: « من با هرگونه استفاده نابجای غرب از قدرت سخت علیه ایران مخالفم. اگر غرب از قدرت سخت علیه حکومت ایران استفاده کند ، نسل جوان ایرانی را بیشتربه سمت حکومت می کشاند. » جوزف نای یادآور می‌شود: « من بر این باورم که اگر تغییرات فرهنگی و اجتماعی مطلوب غرب در ایران اتفاق بیفتد در نهایت، این رژیم تغییر خواهد کرد. بنابراین اگر مرتکب اشتباه شویم و با اقدامات سخت خود نسل جوان را به واکنشی علیه حمله نظامی غرب واداریم ، درواقع آنها را به رژیم نزدیکتر کرده ایم و مانع تحقق منافع بلند مدت خود خواهیم شد. » 

اما جنگ نرم چیست ؟ «جنگ نرم» ( Soft War ) در برابر «جنگ سخت » (Hard War ) در حقيقت شامل هرگونه اقدام رواني و تبليغات رسانه اي است كه «جامعه هدف» يا گروه هدف را نشانه مي گيرد و بدون درگيري نظامي و گشوده شدن آتش، رقيب را به انفعال يا شكست وامي دارد.
جوزف نای نظریه پرداز معروف جنگ نرم در کتاب خود بنام «قدرت نرم» مي گويد: « قدرت نرم عبارت است از توانايي كسب «مطلوب» از طريق جاذبه ، نه از طريق اجبار و يا تطميع . » جنگ نرم با ابزارهای گوناگوني همچون رايانه ، اينترنت و شبكه هاي راديويي و تلويزيوني اجرا مي شود و روشهای پیچیده ای دارد . آمريكا در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران سه هدف را مد نظر قرار داده است: القای مردمي نبودن حكومت ، بي كفايتي مسئولان و جنگ قدرت بين مسئولان نظام است. همچنین واشنگتن از طریق اهرمهای خود ایران را متهم به نقض حقوق بشر و تلاش برای ساخت سلاح هسته ای می کند . 
حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سال 2009 میلادی ، یکی از مهمترین اقدامات آمریکا در به کارگیری تمامی روشهای جنگ نرم برای ضربه زدن به مشروعیت و مقبولیت جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخل ایران و سطح جهان بود.
یکی از روشهای آمریکا در جنگ نرم برای اعمال نفوذ در کشورها ، استفاده از انتخابات برای به چالش کشیدن حکومتها است. در دموکراتیک ترین کشورها نیز مشکلاتی در روند انتخابات و یا شمارش اراء پیش می آید که در قوانین اکثر کشورهای دموکراتیک مکانیسمهایی برای حل و فصل این مشکلات اندیشیده شده است. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 آمریکا جورج بوش با رای دیوان عالی آمریکا به کاخ سفید راه یافت. اما دولت امریکا استفاده از مشکلات ایجاد شده در انتخابات کشورهای خارج از دایره سلطه اش را به فرصتی برای پیشبرد اهداف توسعه طلبانه خود قرار می دهد . دولت آمریکا برای اعمال نفوذ در این کشورها تلاش می کند با استفاده از رسانه های مخالف دولت و یا حمایت از مخالفان برای راه اندازی انواع رسانه ها و سایتهای اینترنتی و حمایت از سازمانهای غیردولتی وابسته به غرب در سلامت انتخابات تردید ایجاد کند. رسانه ها و سایتها اینترنتی و شبکه های تلویریونی ماهواره ای با جریان سازی خبری و القای مردمی نبودن حکومت ، به صورت شبکه ای برای ارتباط مخالفان و گردهم آوردن حامیان شکست خوردگان در انتخابات ایفای نقش می کنند. این جریان سازی خبری و دعوت از مخالفان به تداوم اعتراضات شان تا بحرانی کردن کشور و فراهم شدن شرایط برای به قدرت رساندن چهره ها و گروهها مخالف ادامه دارد. آمریکا در برخی از جمهوریهای استقلال یافته از شوروی توانست این شیوه پیچیده جنگ نرم را برای اعمال نفوذ در این کشورها به اجرا بگذارد که به انقلابهای رنگی معروف شد. 

اما استراتژیستهای آمریکا فراموش کرده بودند که جمهوری اسلانی ایران مثل جمهوریهای استقلال یافته از شوروی نیست. جمهوری اسلامی ایران برآمده از یک انقلاب بزرگ با ریشه های مردمی و فرهنگی عمیق است. دولت آمریکا به همان اندازه که شیوه دشمنیش با جمهوری اسلامی ایران پیچیده شده است، جمهوری اسلامی نیر تجربه و قدرتش در مقابله با این دشمینها افزایش یافته است. در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 هوشمندی آیت الله خامنه ای رهبری جمهوری اسلامی ایران و افکار عمومی، دولت آمریکا را مثل سه دهه گذشته در رسیدن به خواسته هایش در ضربه زدن به انقلاب اسلامی ناکام گذاشت. آمریکا و تئوریسین های آمریکایی هنوز برداشت واقع بینانه ای از مردم ایران ندارند. جمهوری اسلامی ایران با وجود تمام دشمنیها و مانع تراشیهای آمریکا ، در آستانه سی و سومین سال حیات خود است. این نظام مقتدر ، از ابعاد سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و دفاعی ، در سطح منطقه و بسیاری از عرصه های بین المللی ، تاثیرگذار است. دوستان و دشمنان جمهوری اسلامی ایران به این نکته اذعان دارند که آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران به نقطه استیصال رسیده است و تاثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه خاورمیانه و جنوت آسیا غیر قابل انکار است.

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در جمعه 1390/02/30 و ساعت 11:43 |
انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن سال 1357 به پیروزی رسید و مردم انقلابی، اداره حکومت کشور را به دست گرفتند.

سال 1357 در حالی آغاز شد که صدای مهیب انفجار خشم مردم  که از 19 دی سال 1356 در قم آغاز شده بود از تبریز، یزد، جهرم، کازرون، تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، رفسنجان، همدان، نجف‌آباد و سایر شهرهای ایران به گوش شاه و آمریکا می‌رسید.

imam khomeini

امام خمینی(ره) با آنکه از ایران دور بودند حوادث انقلاب را روز به روز هدایت می‌کردند. پیام‌ها و اعلامیه‌ها و مصاحبه‌های امام پی در پی از نجف می‌رسید و بلافاصله به صورت‌های مختلف اعلامیه و نوار تکثیر می‌شد و در اختیار مردم قرارمی گرفت.

امام، مردم را به سرنگونی رژیم شاه دعوت می‌کردند و از توطئه‌هایی که ممکن بود انقلاب را به انحراف بکشاند، آگاه می‌ساختند.

رمضان سال 1357

روز عید فطر مردم در بسیاری از شهرهای ایران پس از نماز باشکوه عید علیه رژیم تظاهرات کردند. در این میان با شکوه‌تر از همه، تظاهرات عظیم میلیونی مردم تهران بود که از صبح تا ساعت 4 بعداز ظهر ادامه داشت و از نظر کثرت جمعیت و وحدت کلمه مردم و مخالفت صریح با شاه تا آن زمان بی نظیر بود و رژیم را به شدت وحشت‌زده کرد.

روز پنجشنبه 16 شهریور شاهد حضور یکپارچه زنان مسلمان بودیم که با پوشش اسلامی و شعارهای پر شور و کوبنده خود شکوه و معنای خاصی به تظاهرات داده بودند.

حضور زنان در راهپیمایی نشانه آن بود که رژیم شاه در همه کوشش‌هایی که برای جدا ساختن آنان از دین و روحانیت کرده بود شکست خورده و از جمله شعارهای مردم در این تظاهرات: «استقلال آزادای جمهوری اسلامی» و «الله اکبر خمینی رهبر» بود.

مردم هنگام عبور از کنار کامیون‌های ارتشی به سوی آنها گل پرتاب می‌کردند و فریاد می زدند: «برادر ارتشی چرا برادر کشی» این شعار، رژیم را که می‌خواست از ارتش برای سرکوبی ملت استفاده کند سخت عصبانی می‌کرد.

17شهریور سال 1357

در راهپیمایی روز پنجشنبه 16 شهریور مردم اعلام  کردند که فردا صبح دوباره از میدان شهدا حرکت خواهند کرد.

در نخستین ساعات صبح روز جمعه  17 شهریور رادیو اعلامیه دولت را که خبر از برقراری حکومت نظامی  در تهران و 11 شهر دیگر ایران می‌داد، با لحنی تهدیدآمیز به تکرار قرائت کرد و از مردم خواست که در خیابان‌ها و معابر اجتماع نکنند و به خانه‌های خود بازگردند، اما مردم تهران در آن روز در برابر گلوله‌های دژخیمان ایستادند و فریاد الله اکبر، خمینی رهبر و مرگ بر شاه سردادند.انقلاب

مزدوران شاه، زنان و مردان مسلمان و دلیر را به گلوله بستند. هیچ کس به درستی نمی‌داند که در آن روز چند هزار نفر از مردم تهران به شهادت رسیدند، آنقدر مسلم بود که از صبح تا عصر محلات جنوبی تهران پر از کامیون‌های نیروهای مسلح شاه و آکنده از صدای رگبار تیر و آمبولانس‌ها و بیمارستان‌ها نیز مملو از شهیدان و مجروحان بود.

تعداد زیادی از زنان و دختران جوان نیز در میان شهیدان وجود داشتند و چادرهای سیاهشان به خون پیکرشان آغشته بود.

17 شهریور و روز تجلی ایمان و اراده ملت و روز حماسه و فداکاری و روز افتخار اسلام و مسلمین شد و به صورت نقطه عطفی در تاریخ انقلاب درآمد.

آغاز ماه محرم

ماه محرم نزدیک بود و همه می‌دانستند که با طلوع این ماه خیزش و جهش جدیدی در انقلاب پیدا خواهد شد.

امام خمینی چکیده فرهنگ اسلامی و جامعه شناس واقعی جامعه ایران بودند، ظرفیت انقلاب محرم را خوب می‌شناختند. این بود که چند روز قبل از ماه محرم با پیامی فصیح که از آن عطر کلام حق به مشام می‌رسید، دل‌ها را متوجه کربلای حسینی کردند و فرمودند:

با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد. ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد. ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله را بر جبهه ستمکاران و حکومت‌های شیطانی زد.

ماهی که به نسل‌ها در طول تاریخ راه پیروزی خون بر سرنیزه را آموخت. ماهی که شکست ابرقدرت‌ها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند. ماهی که امام مسلمین راه مبارزه با ستمکاران را به ما آموخت.

راهپیمایی تاسوعا و عاشورا

نهضت امام خمینی از آغاز متکی و مبتنی بر نهضت  امام حسین (ع) بود. واقعه 15 خرداد سال 1342 هجری شمسی در ماه محرم و 2 روز پس از عاشورا واقع شده بود.

این‌بار هم تاسوعا و عاشورای دیگری پس از 15 سال فرا رسیده و ملت آماده بود تا با شعار کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، حماسه عاشورا را بار دیگر در برابر یزید زمان تکرار کند.انقلاب

اعلام تشکیل شورای انقلاب

روز 23 دی ماه در اجتماع عظیمی که مردم به مناسبت گشایش دانشگاه تهران برپا کرده بودند، پیامی از امام خمینی(ره) قرائت شد که در آن رسماً تشکیل شورای انقلاب اعلام شده بود.

در قسمتی از این پیام آمده بود:

«به موجب حق شرعی و بر اساس اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد باصلاحیت و مسلمان و متعهد مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد.

این شورا موظف به امور معین و مشخصی شده است که از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولین فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفی و شروع به کار خواهد نمود.»

این نخستین‌بار بود که رسماً از سوی رهبر انقلاب تشکیلات و برنامه‌های آینده حکومت اسلامی اعلام می‌شد. این خبر در داخل و خارج از کشور انعکاس وسیعی یافت و به مردم که پیروزی را نزدیک می‌دیدند، دلگرمی بیشتری بخشید و در کنار مبارزات ویرانگر، نشانه‌های حرکتی سازنده را برای آینده انقلاب آشکار کرد.

فرار شاه

نزدیک به 10 روز پس از نخست وزیری بختیار، شاه با تشکیل شورای سلطنت در 26 دی ماه 57 از کشور خارج شد.

فرار شاه نخستین قدم در راه پیروزی بود. مردم توانسته بودند طاغوت پر نخوت زمانه را که 37 سال غاصبانه و به زور بر مال آنها حکومت کرده بود، مجبور به فرار کنند. شادی و شعف مردم پس از شنیدن خبر فرار شاه دیدنی بود و خاطره آن روز هرگز از ذهن ملت فراموش نمی‌شود.

بازگشت امام خمینی به وطن

سرانجام صبح روز 12 بهمن 1357 بود که رهبر انقلاب به روی پله‌های هواپیما ظاهر گردیدند.

جمعیت انبوهی که به استقبال رهبر خود رفته بودند در فرودگاه و در طول مسیر آن تا بهشت زهرا در طرفین خیابان ساعت‌ها به انتظار نشسته بودند تا حتی یک لحظه از نزدیک چهره نورانی رهبر دور از وطن خویش را ببینند.

همه شهر گلباران و چراغانی بود. خنده از لب‌های هیچکس دور نمی‌شد. میلیون‌ها انسان که از سراسر ایران برای دیدار امام خمینی (ره) به تهران آمده بودند در انتظار بودند.

عده‌ای نیز در شهرستان‌ها دقیقه شماری می‌کردند. در فرودگاه عده‌ای از علما و یاران دیرین امام خمینی (ره) به استقبلال آمده بودند.

امام خمینی (ره) قصد داشتند ابتدا در دانشگاه تهران چند دقیقه صحبت کنند، اما فشار جمعیت به حدی بود که این کار غیرممکن می‌نمود، لذا مستقیماً به بهشت زهرا تغییر مسیر دادند و این خود نمایانگر احترام و ارزشی است که امام خمینی (ره) قلباً به شهیدان و راه آنها دارند که به جای رفتن به هر محل دیگر بهشت زهرا را پس از 15 سال دوری از وطن جهت سخنرانی انتخاب می‌کنند.

مقصد امام خمینی (ره) در بهشت زهرا مزار شهدای گلگون کفن 17 شهریور بود.

اعلام تشکیل دولت موقت

امام پس از بازگشت از بهشت زهرا در یک اقامتگاه ساده در جنوب شهر منزل گزیدند.

پس از ورود امام، سیل جمعیت بی‌وقفه برای دیدار در جریان بود. مردم اندک اندک با مقدماتی که برای ورود امام و استقبال از ایشان ترتیب داده بودند آمادگی تشکیلاتی پیدا می‌کردند.

در روزهای 15 تا 22 بهمن در کشور 2 دولت وجود داشت، یکی دولت موقت انقلاب اسلامی که مشروعیت و قانونی بودن خود را از حکم امام بدست آورده و مورد تأیید همه ملت بود و دیگری دولت بختیار که مردم و کارمندان انقلابی ادارات حتی اجازه نداده بودند وزیران کابینه او به داخل ساختمان وزارتخانه‌ها وارد شوند.

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در یکشنبه 1390/02/11 و ساعت 16:31 |
واژه‌ی انقلاب مخملی
برای اولین‌بار واژه انقلاب مخملی درباره حرکت گسترده مردم در کشور چکسلواکی در 1989 توسط "واسلاو هاول" بکار گرفته شد. که رهبری جنبش ضد کمونیستی را در این کشور بر عهده داشت. این حرکت به جهت آنکه بدون خون‌ریزی به سرنگونی حکومت دیکتاتوری پایان داد مخملین توصیف شد.

در چکسلواکی ده روز پرحادثه از هفدهم تا بیست و هفتم نوامبر 1989 پس از فرو ریختن دیوار برلین در آلمان شرقی و آزاد شدن لهستانی‌ها از حکومت کمونیستی، نوبت به چکسلواکی رسید. در روز اول انقلاب مخملی تظاهرات مسالمت‌آمیز دانشجویان به یادبود روز جهانی دانش‌آموز در پراگ به دلیل برخورد پلیس پراگ با تظاهر کنندگان به خشونت گرایید. پلیس ضد شورش، پس از آنکه تمام راه‌های فرار را بر دانشجویان تظاهرات کننده بست، در خیابان نارودنی پراک به آنها حمله‌ور شد. این دومینوی اول، آغاز یک بهمن بود. پس از آن تقریبا هر روز تا پایان دسامبر شاهد اعتراضات بیشتر با شرکت مردم بیشتری بود. در روز 20 نوامبر به تخمین نیم میلیون نفر دست به تظاهرات مسالمت‌آمیز زدند. در حالی که تعداد افراد حاضر در تظاهرات روز قبل دویست هزار نفر بود. در 27 نوامبر اعتصاب عمومی دوساعته‌ای به اجرا درآمد که تمام شهروندان چکسلواکی در آن شرکت داشتند. پس از آن تقریبا هر روز میدان ونسلس (wenceles) پراگ، درست مثل براتیسلاوا، شاهد تظاهرات معترضین بود.

یکی از مهم‌ترین پیشرفت‌های انقلاب مخملی، تأسیس نهادی به عنوان میعادگاه شهروندان  توسط واسلاو هاول و سایراعضای گروه مهم موسوم به "پیمان 77 " بود که رهبران آن پس از پیروزی انقلاب مخملی زمام امور چکسلواکی را بدست گرفتند. از جمله معروف‌ترین آن‌ها واسلاو هاول بود که به عنوان اولین رییس جمهور پس از انقلاب مخملی توسط مردم انتخاب شد. 



گروه موسوم به پیمان 77 به میعادگاه یک جنبش عمومی اصلاح طلب در چکسلواکی تبدیل شد، این گروه در ابتدا خواهان برکناری مقامات عالی‌رتبه کمونیستی مسئول حمله خشونت‌آمیز به دانشجویان، تحقیق و تفحص بی‌طرفانه‌ی رویداد و آزادی تمام زندانیان سیاسی بودند. اما با توجه به شرایط بین‌المللی ناشی از تحولات داخلی شوروی و نیز استقبال گسترده مردم از تحولات بوجود آمده سرانجام در 28 نوامبر حزب کمونیست حاکم بر چکسلواکی به شکست خود پی برد و به تسلیم قدرت سیاسی رضایت داد. 

پس از آن‌که شوروی هم به ایجاد تغییرات در اروپای شرقی رضایت داد، در دهم دسامبر 1989، "گوتساو هوساک" رییس جمهور کمونیست چکسلواکی اولین دولت غیر کمونیست این کشور را از سال 1948 را منصوب کرد و سپس استعفا داد. در 28 دسامبر، "الکساندر دوبچک" به سمت رییس پارلمان فدرال چکسلواکی انتخاب شد. یک روز بعد "واسلاو هاول" اولین رییس جمهور چکسلواکی آزاد پس از 1948 شد. با ریاست جمهوری هاول دانشجویان به اعتصاب خود پایان دادند و انقلاب مخملی به پیروزی نهایی رسید. پس از آن، نخستین انتخابات آزاد پس از 1946 در جون 1990 برگزار شد که نتیجه‌اش نخستین دولت کاملا غیر کمونیست چکسلواکی پس از چهل سال بود. اگرچه این کشور بدلیل بروز اختلاف‌های داخلی از 1993 به صورت توافقی به دو کشور چک و اسلواکی تقسیم شد، اما حرکت انقلاب مخملی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ قاره اروپا به ثبت رسید.



تفاوت انقلاب مخملی با انقلاب رنگی
در روزهای اخیر مرتب دو واژه‌ی انقلاب مخملی و "انقلاب رنگی" بصورت مترادف هم به کارگرفته می‌شوند در حالی که نباید به صرف شباهت‌های ظاهری مثل مسالمت‌آمیز بودن و نقش گروه‌های دانشجویی و اصلاح‌طلب در بوجود آوردن آن‌ها، این دو حرکت را یکی دانست. باید گفت در واقع انقلاب مخملی با انقلاب رنگی از جنبه‌های مختلف با هم تفاوت اساسی دارند که به سه مورد مهم آن در اینجا اشاره می‌شود: 

1- انقلاب مخملی در چکسلواکی به تغییر رژیم کمونیستی انجامید که در نهایت نظام سرمایه‌سالاری را در این کشور حاکم ساخت. در حالی که آنچه بعدها در صربستان سال 2000، گرجستان 2003 و اوکراین 2004 و قرقیزستان سال 2005 اتفاق افتاد تغییر دولت‌ها بود و نه تغییر نظام‌ها. به همین علت اصولا به کار بردن انقلاب برای حرکت‌هایی که تنها به تغییر دولت‌ها منتهی می‌شود از لحاظ نظری دچار مشکل است.  

2- نقش آمریکا در ایجاد انقلاب مخملی در چکسلواکی همان‌قدر غیرمستقیم و در طولانی مدت بوده که در مورد شوروی و سایر کشورهای بلوک شرق مانند لهستان، مجارستان و رومانی در شرق اروپا در اواخر دهه هشتاد اتفاق افتاد. در حالی که در مورد انقلاب‌های رنگین در صربستان و سایر کشورهای برجای مانده از شوروی، بر اساس قرائن و شواهد آمریکا "راساً " وارد عمل شده و با طراحی‌هایی قبلی به تغییرات مورد نظر خود در این کشورها اقدام کرده است.


راهپیمایی 25 خرداد 88 در خیابان آزادی

 3- مبانی نظری انقلاب رنگی با مبانی نظری انقلاب مخملی بطور کلی متفاوت است. انقلاب مخملی بیشتر از طریق تبلیغات رسانه‌ای موسوم به رادیوی آزاد و تعاملات غیرعلنی با روشنفکران بلوک شرق در دوران جنگ سرد شکل گرفت؛ درحالی که انقلاب‌های رنگی بر اساس مبانی جدید سیاست خارجی آمریکا در دوران پس از فروپاشی شوروی، طراحی و به مورد اجرا گذارده شد.  

4- حاکمان این کشورها به هیچ عنوان برای متوقف کردن تظاهرات عمومی از نیروی نظامی استفاده نکردند.  

5- پیش از تحولات رهبران اصلی انقلاب‌های رنگی دارای سمت‌های مهمی چون صدارت یا وزارت بودند.  

6- رهبران برکنار شده همچنان به حیات سیاسی خود ادامه داده و شاید در صورت تغییر شرایط مجدداً به قدرت باز گردند. به این معنا که از تسویه حساب‌های سیاسی انقلابی و خونین که لازمه انقلاب‌های بزرگ می‌باشد، کوچک‌ترین خبری نبود. این در حالیست که عمده‌ترین تفاوت انقلاب‌های متعارف از انقلاب‌های رنگین آنست که در اولی انقلابیون برای پیشبرد اهداف انقلاب، اگر ضرورت ایجاب کند، از کاربرد خشونت علیه حاکمان و حافظان موجود دریغ نمی‌ورزند. اما در حرکت های آرام، رهبران خشونت را نفی می‌کنند و حتی الامکان به روش‌های مسالمت‌آمیز تأسی می‌جویند.

انقلاب درفرهنگ سیاسی به معنای: "تغییر ناگهانی است که در هر نظم اجتماعی، نهادی و سیاسی مستقر، تحت تأثیر نیروهای معمولاً متشکل و برتر از نیروهای حافظ نظم موجود و نه در جهت جابجایی افراد، بلکه با هدف ایجاد یک نظم جدید به وقوع می‌پیوندد".   

در تعریف دیگر انقلاب گفته اند "یک حرکت مردمی در جهت تغییر سریع و بنیانی از ارزش‌ها و باورهای مسلط در نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش‌ها و فعالیت‌های حکومتی یک جامعه همراه با خشونت داخلی". بنابراین نظر به مفاد مذکور، عناصر و ویژگی‌های اصلی یک انقلاب عبارتند از:

1- مردمی بودن
2- سریع و ناگهانی بودن
3- با خشونت همراه بودن
4- ارزش‌های مسلط را تغییر دادن
5-نظام سیاسی حاکم را دگرگون ساختن



براین اساس می‌بینیم که اساسا حرکت موسوم به انقلاب رنگی را نمی‌توان انقلاب نامید. مع‌الوصف در فرهنگ‌های علوم سیاسی، علوم اجتماعی، روابط بین‌الملل و حتی حقوق بین‌الملل، مفاهیم مشابه دیگری وجود دارند که هر یک ناظر بر تغییر و تحولات سیاسی- اجتماعی ویژه‌ای بوده و بسته به نحوه و میزان تحولات از همدیگر متمایز می‌شوند. از این رو تعریف و مقایسه آن‌ها در این مقاله هم به درک روشن‌تر معنای انقلاب می‌انجامد و هم تطابق واژه‌ها با انقلاب‌های رنگی را تسهیل خواهد بخشید. مفاهیم فوق عبارتند از:  

1- کودتا: اقلیتی مسلح و مجهز به نیروی نظامی در مقابل اقلیت دیگری که حاکم بر اکثریت جامعه هستند، قیام کرده و وضع موجود را به نفع خود در هم می‌ریزد و خود جای گروه قبلی را اشغال می‌کند. کودتاها اغلب با طراحی و حمایت قدرت‌های بزرگ خارجی در کشورهای اقماری انجام می‌گیرند، زیرا امکان کودتا در کشورهای جهان سوم به دلیل تمرکز قدرت در یک گروه نخبه، فقدان سنن دموکراتیک، بی‌اعتنایی عموم مردم و نبودن امکانات نهادی برای جانشینی؛ زیاد است.  

2- شورش: بروز امواج نارضایتی در میان قشر یا اقشاری از جامعه علیه نظام حاکم که ممکن است موجب تغییراتی در سیاست‌ها، رهبری و احتمالاً نهادهای سیاسی بشود، ولی در آن حد نیست که ساخت و ارزش‌های سیاسی و اجتماعی را تغییر دهد و دیگر آنکه هدف شورش، نفس تغییر است، بدون آنکه امر جایگزینی مورد توجه باشد. این اصطلاح معمولاً برای اشاره به یک قیام ناموفق در برابر قدرت حاکمه به کار می‌رود.  

3- اصلاحات: کوشش برای تغییر محتاطانه در ساخت سیاسی جامعه و در عین حال اجتناب از خشونت را اصطلاحاً "رفرم" می‌نامند. به تعبیر دیگر، اقدام برای تغییر و تعویض برخی از جنبه‌های حیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بدون دگرگون کردن اساس جامعه، مهندسی اجتماعی یا نقشه‌کشی اجتماعی یکی از انواع اقدامات اصلاحی است که معمولاً برای جلوگیری از نهضت انقلابی صورت می‌گیرد. این درست است که حرکت انقلاب مخملی از جهاتی به انقلاب رنگی شبیه است و درامتداد آن با توجه به تحولات جهانی طراحی شده است؛ اما مترادف هم قراردادن هر دو آنها موجب گمراهی در تحلیل واقعی حوادث پیش آمده درجمهوری های برجای مانده از شوروی خواهد شد.


اما ریشه جا افتادن این واژه در ادبیات سیاسی جهان چه بوده است؟

مبانی نظری انقلاب رنگی
انتشار مقاله مشهورجوزف نای نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان "قدرت نرم" power Soft درفصلنامه آمریکایی foreign policy درسال 1990 دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که بر اساس آن ایالات متحده به جای آن‌که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می‌نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تاثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می‌کند.

براین اساس آمریکا می‌توانست بجای سرمایه‌گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می‌شد، به سرمایه‌گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصنامه فارن پالسی در سال 2004 منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال‌های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود. 
 

درمقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل‌تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکار گیری "قدرت هوشمند" Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می‌کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر "جین شارپ" تهیه شد، در سطح رسانه‌های گروهی به مفهوم "انقلاب نرم " معروف شد. در واژه پردازی‌های ژورنالیستی معمول در جهان حتی حرکتهایی نظیر آنچه درمیان "بودایان تبتی" یا "برمه‌ای" انجام گرفت نیز انقلاب رنگی خوانده شد. چراکه آنها هم از نمادهای رنگی در مبارزاتشان سود جستند اگر چه به جایی نرسیدند.  

برای آنکه بتوان قضاوت دقیقی‌تری درباره آنچه که طراحی برای ایجاد انقلاب رنگی در ایران خوانده می‌شود داشته باشیم؛ لازم است مولفه‌های اصلی انقلاب‌های رنگی را در کشورهایی که اجرا شده است مورد توجه قرار دهیم. بطور خلاصه مهم‌ترین این مولفه‌ها را می‌توان در عوامل زیر دسته بندی کرد:




مولفه های انقلاب رنگی

1- اقتدار گرایی
وجود یک رژیم اقتدارگرا در همه‌ی کشورهایی که انقلاب رنگی در آنجا طراحی و اجرا شده است قابل مشاهده و بررسی است.

2- وابستگی به بیگانه
نفوذ و حضور قدرت خارجی و ارتباط با نهادهای درون حاکمیتی از طریق برقراری ارتباط با نخبگان جوامع.

3- تغییر دولت‌ها نه تغییر نظام‌ها و حکومت‌ها
در همه‌ی کشورهای مورد بررسی حکومت‌ها و ساختارهای تشکیلاتی آن‌ها تقریبا دست نخورده مانده‌اند؛ اما دولت‌های آنها به یک دولت غرب‌گرا تبدیل شده‌اند.


4- اعتراض‌ها و ناآرامی‌های مدنی از طریق مشارکت مستقیم مردم و رهبران مخالف
در این کشورها تغییرات از طریق نا آرامی‌های مدنی که خون‌ریزی نداشته است به وقوع پیوسته است و نظام‌های حاکم به تغییرات دولت برای برخورد نکردن با مردم تن داده‌اند. مردم در کمپینگ‌های انتخاباتی قبل و بعد از انتخابات شرکت می‌کنند.

5- استفاده‌ی نمادین از رنگ بخصوص
به منظور ایجاد همبستگی نمادین و برگزاری راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیز استفاده از رنگ خاص به عنوان مثال در اوکراین رنگ نارنجی در برابر رنگ آبی و سرخ کاملا قابل توجه بوده است.

6- وجود دولت‌های نوپا و متزلزل
در این کشورها اگرچه حکومتی اقتدارگرا بر سر کار بوده است؛ اما دولتهای حاکم بدلیل نداشتن الگوی مناسب حکومتی که با نیازهای اکثریت جامعه منطبق باشد، دچار سردرگمی و تزلزل حکومتی هستند.

7- میزان توسعه‌یافتگی پائین یا در حال توسعه
از لحاظ اقتصادی این کشورها عمدتا دارای اقتصادی توسعه نیافته و با ناکارامدی اقتصادی ناشی از رانت خواری، رشوه گیری و سوءاستفاده از موقعیت‌های شغلی و در نهایت فساد اقتصادی هستند.

8- وجود تعارض‌های اجتماعی
پائین بودن رفاه اجتماعی اکثریت مردم و وجود نوعی تعارض‌های نژادی، قومی، محلی و مذهبی.

9- مشکلات ساختار داخلی درون حکومتی
در اکثر این کشورها مناسبات ساختاری بصورت دقیق تعریف نشده و در یک دوران گذار از سیستم کمونیستی به شدت تمرکزگرا، به سوی سیستم غربی که نهادهای سرمایه‌سالاری را تقویت می‌کند در حال حرکت هستند.  

10- بکارگیری عوامل داخلی برای اجرای برنامه های طراحی شده
در کشورهایی که تاکنون انقلاب‌های رنگی اجرا شده اعم از اینکه مانند گرجستان و اوکراین موفق بودند و یا در مورد کشوری مانند روسیه سفید و ازبکستان با شکست روبرو شده‌اند، طرح‌های عملیاتی از طریق برقرای تماس با نهادهای مردم‌گرا مانند NGO ها و طرفداران حقوق بشر و نیز با بهره‌جویی از رسانه‌های گروهی طرفدار غرب به مورد اجرا درآمده‌اند. در این میان بیشترین سرمایه‌گذاری بر روی جوانان و بویژه دانشجویان شده است.


متقاعد سازی نخبگان یا سناریو سازی؟!
اکنون ببینیم آیا با وجود شباهت‌های ظاهری در مورد مولفه‌هایی که بر شمردیم می‌توان نتیجه گرفت که "حرکت اعتراضی" پس از انتخابات در راستای اجرای طرحی است که آمریکا و متحدانش درغرب برای ایران تدارک دیده‌اند؟ به باور نگارنده پاسخ سوال فوق به دلایل زیر منفی است: 

1- واقعیت آن است که با وجود آنکه بعضی از مولفه‌های یاد شده در ایران هم کاملا وجود دارد؛ اما نباید از یاد برد که شبهه‌ی بوجود آمده در افکارعمومی بخشی از شرکت کنندگان در انتخابات که تعداد آن‌ها هم کم نیست؛ هیچ ربطی به آمریکا و نقشه‌هایش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ندارد. امروز بسیاری از تحلیلگران می‌پذیرند به دلیل این‌که ایران به خواسته‌های آمریکا توجه ندارد و با اتخاذ سیاست مستقل خود، مانع اعمال هژمونی ایالات متحده در منطقه می‌شود، واشنگتن همه‌ی امکانات خود را برای تغییر رفتار ایران در درجه اول و در صورت امکان‌پذیر نشدن، تغییرحکومت ایران را از هر طریق ممکن در دستور کار خود دارد.
 
 اما این تحلیل به معنای این نیست که هر نوع حرکتی را در چهارچوب اعتراض مسالمت‌آمیز به صرف همسو دانستن با مقاصد آمریکا، محکوم به وابستگی به بیگانه و در نتیجه توجیهی منطقی برای سرکوب و برخورد با اشد مجازات در برابر آنها بدانند. باید توجه داشت به صرف "نسبت" دادن خواست میلیون‌ها نفر برای "تغییر و انجام اصلاحات" به وابستگی و همسویی با آمریکا، انگلیس و اسرائیل، نمی‌توان شبهه‌ی به ‌وجود آمده درباره‌ی اصالت نتایج انتخابات را از بین برد.
 

2- اینکه آمریکا و جهان غرب به اسم دفاع از حقوق بشر و دموکراسی این حق را برای خود قائل هستند که از حرکت بوجود آمده در راستای منافع خود بهره‌برداری کنند، نمی‌تواند بهانه‌ی منطقی برای آن باشد که ما بپذیریم کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری و وابستگان ستادهای آن‌ها برای بی اعتبارکردن انتخابات از خارجی‌ها دستور می‌گیرند و در چهارچوب انقلاب مخملی یا رنگی سازمان‌دهی شده‌اند. بلکه بیشتر این شبهه در ذهن برجسته می‌شود که این اتهام توجیه منطقی برای مقابله با کسانی است که در مسیر احقاق حقوق مورد ادعای خود دست به اسلحه نبرده‌اند، بلکه بصورت مسالمت‌آمیز راهپیمایی می‌کنند.  

3- براستی چگونه می شود باور کرد که آمریکا در سال‌های اخیر موفق شده این‌چنین سیاست خود را در ایران به پیش برد که دو رئیس جمهور سابق به همراه یک رئیس مجلس اسبق و نخست وزیر دوره‌ی دفاع مقدس را با خود همراه کند؟ آیا می‌شود باور کرد آن‌ها خودفروخته به آمریکا یا فریب خورده‌ی آن‌ها باشند؟ اگر این نظر را بپزیریم چه کسانی باید برای فراهم کردن چنین نفوذی مواخذه شوند؟  

4- باید قبول کرد که شبهه‌ی بوجود آمده درباره‌ی سلامت انتخابات ناشی از عملکرد غلط مسئولین اجرایی و نظارتی انتخابات است. ربط دادن آن به بیگانگان صورت مساله را پاک نمی‌کند.  

5- در ایران همه‌ی کاندیداها و رهبران اصلی اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی هستند و بیش از آن‌که خواهان تغییر نظام که موجب خلع خودشان از قدرت می‌شود، باشند خواهان تغییر و انجام اصلاحات برای تداوم نظام هستند. این افراد را نمی‌توان با کسانی که بیرون نظام برای براندازی تلاش می‌کنند مقایسه کرد. در این باره دلایل متعدد دیگری هم می‌توان برشمارد .

جان کلام آن‌که نباید بجای متقاعد سازی نخبگان به سمت سناریو سازی برای آن‌ها پیش رفت. اگر می‌خواهیم ایرانی آزاد و مستقل با مردمی دین باور و خداجو داشته باشیم باید به راه مفاهمه ملی و تعامل سازنده با یکدیگر باز گردیم. ما باید باور کنیم که می‌توان با همکاری هم در مقابل مداخله بیگانگان راست قامت باشیم.

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در چهارشنبه 1390/01/31 و ساعت 10:11 |

پیش گفتار:

انقلاب رنگي يا انقلاب مخملي يا انقلاب گلي نوعي دگرگوني بدون خونريزي است كه آن را براي اولين بار «واسلاوهاول» رئيس جمهور سابق چك كه در آن زمان رهبر مخالفان اين كشور بود، بر سر زبان‌ها انداخت. انقلاب‌هاي رنگي به يك رشته از تحركات مرتبط با هم اطلاق مي‌شود كه در جوامع پسا كمونيستي در اروپاي شرقي، مركزي و آسياي مركزي توسعه يافت و احتمالاً در حال نفوذ به ديگر مناطق از جمله خاور ميانه است. برخي ناظرين از آن به عنوان موجي انقلابي ياد مي‌كنند. «انقلاب رنگي به تغيير و تحولاتي اطلاق مي‌شود كه تاكنون در كشورهاي باقيمانده از بلوك سابق شرق اتفاق افتاده و هيأت حاكمه اين كشورها جاي خود را به حكومت‌هاي يكسره طرفدار غرب داده‌اند. اين تحولات با وقوع «انقلاب مخملي» در دوره ۶ هفته‌اي ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چكسلواكي آن زمان آغاز مي‌شود و با وقوع تحولات مشابهي به شكل زنجيره‌اي در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، گرجستان (۲۰۰۳)، اوكراين(۲۰۰۴) و قرقيزستان(۲۰۰۵) ادامه مي‌يابد.

پیشینه :

پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، کشورهای بلوک مذکور با خروج از سیطره کمونیسم دچار حکومت‌های اقتدارگرا شدند، چنین کشورهایی نخستین هدف انقلاب‌های رنگی واقع شدند، برخی تحلیل‌گران هدف اصلی این انقلاب‌ها را حذف کامل دو مانع بزرگ هژمونی آمریکا بر جهان یعنی چین و روسیه خوانده‌اند و آن را در غالب یک جنگ سرد غیرایدئولوژیک تحلیل می‌کنند که همچنان در جریان است و هنوز نتیجه نهایی خود را آشکار نساخته‌است.[۴]

ویژگی‌ها :

تمامی دگرگونی‌های سیاسی که از آن‌ها با نام انقلاب‌های رنگین یاد می‌شود، واجد ویژگی‌های پیوسته و همگون در علل و شکل تحولات می‌باشند، نظیر:[نیازمند منبع]

  1. همگی آن‌ها به جز قرقیزستان بدون استفاده از ابزارهای خشونت‌آمیز و طی راهپیمایی خیابانی به پیروزی رسیدند.
  2. جریانات ضدکمونیستی در اروپای مرکزی و اروپای شرقی تاثیرگذار بر این انقلاب‌ها بودند .
  3. دلیل اصلی وقوع انقلاب وجود خصوصیاتی چون فقدان چرخش نخبگان، ناکارآمدی در حل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت عمومی حکومت وقت بود و جرقه انقلاب به دنبال بروز خطایی از سوی حکومت، نظیر تقلب در انتخابات روشن شده بود.


    نمایی از گردهمایی مردم در میدان استقلال در کیف در اکراین در زمان انقلاب نارنجی در آن کشور
    • انقلاب نارنجی:مسموم شدن ویکتور یوشچنکو در جریان مبارزات انتخاباتی چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اوکراین در سال ۲۰۰۴ (میلادی) و احتمال دست داشتن ویکتور یانوکوویچ رقیب سرسخت یوشچنکو در این قضیه آتش انقلاب نارنجی اوکراین را برافروخت، پس از ۶ روز نظاهرات حامیان یوشچنکو پارلمان این کشور نتیجه انتخابات را (که یانوکوویچ نامزد مورد حمایت روسیه را برنده اعلام می‌کرد) مخدوش و ملغا اعلام کرد و با برگزاری دوباره انتخابات ویکتور یوشچنکو با کسب ۵۲ درصد آرا قدرت را در دست گرفت.[۷]

    نخستین اعتراضات به روند برگزاری انتخابات از شهرهای جنوبی کشور آغاز شد، ۲۱ مارس ۲۰۰۵ آقایف تحت فشار افکار عمومی دستور بررسی تخلفات احتمالی را صادر کرد و در روز ۲۴ مارس در جریان نخستین راهپیمایی بزرگ مردمی در بیشکک (پایتخت)، دولت با حمله مردم به ساختمان اصلی‌اش سرنگون شد و آقایف به همراه خانواده‌اش با یک بالگرد به قزاقستان و سپس به روسیه گریختند و انقلاب گل لاله که به واسطه وقوع‌اش در فصل بهار این عنوان را بر خود داشت به پیروزی رسید.

    واکنش ایران :

    رخداد انقلاب‌های رنگی در کشورهای شوروی سابق به شدت دستگاه اطلاعاتی و تبلیغانی حکومت ایران را حساس کرده و نسبت به زیر نظر گرفتن فعالیت‌های مسالمت آمیز در سطح جامعه بهانه به دستش داده است. حکومت ایران طی سالهای گذشته دستگیری‌هایی در میان اساتید دانشگاه، ایرانیان مقیم آمریکا که با داخل ارتباط داشته‌اند صورت داده و ضمن بازداشت چندین ماهه، آنان را به اتهام تلاش برای انقلاب مخملی محاکمه کرده‌است. هاله اسفندیاری[۹]، کیان تاجبخش، رامین جهانبگلو[۱۰]، برادران علایی و... از جمله افرادی بودند که به اتهام تلاش برای راه اندازی انقلاب مخملی بازداشت و پس از حاضر شدن در برابر دوربین‌های صداو سیما و بیان اعتراف تلویزیونی آزاد شدند. صداو سیمای جمهوری اسلامی با میکس کردن اعترافات نسبت داده شده برنامه‌ای با عنوان «به نام دموکراسی» پخش کرد.

    صداو سیما، روزنامه کیهان و سایر رسانه‌های تحت کنترل محافظه کاران همچنین عده بیتشری از روشنفکران ایران و فعالان اجتماعی، دانشجویان و طرفداران حقوق زنان را به تلاش برای انقلاب مخملی متهم می‌کنند.

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در چهارشنبه 1390/01/31 و ساعت 10:7 |
شاید زمانی بنابر نظر مورخان وقوع انقلابی در پس انقلاب دیگری ، به واسطه دو عامل مهم که همانا عدم کامیابی انقلاب برای برآوردن اهدافش و همچنین وقوع جنگی در کشور انقلاب زده ، می توانست تا سالها آن کشور را برای وقوع انقلاب دیگری مصونیت بخشد.


اما امروزه به نظر می رسد با توجه به تحولات تکنولوژیکی و سرعت غیرقابل تصور در ایجاد ارتباطات ، فاکتور دیگری بوده که از دید مورخین به نوعی مغفول واقع شده و درهمین راستا می بایست     تحلیل های مبتنی بر واقعیات تاریخی کشورها را بار دیگر مورد تجدید نظر جدی قرار داد. البته توالد و تغییر در نسل های هر کشوری نیز عامل بسیار مهمی است که در این رابطه تعیین کننده می باشد.

آنچه امروز نظام دینی حاکم بر ایران را با چالش های جدی مواجه ساخته ، عملکرد غیرموجه سه دهه این نظام برآمده از انقلاب مردم ایران ، درپی ساقط نمودن نظام سلطنتی می باشد. انقلابی که به سرعت رنگ و لعاب اسلامی به خود گرفت و به شکلی باور نکردنی ایرانیان بسیاری را با اتیکت های مختلف همچون سلطنت طلب ، فدایی خلق ، منافق ، غرب گرا و ضد اسلام و بالاخره ضدانقلاب از گردونه ی تحولات کشور به کناری انداخت. اما این انحصارگرایی و مصادره انقلاب تمامی مردم ایران به همین جا منحصر نگردیده و امروز با گذشت بیش از سی سال از وقوع آن انقلاب ، جهان شاهد ریزش نیروهایی است که زمانی از رهبران و اداره کنندگان اصلی انقلاب اسلامی و تصمیم سازان کشور بوده اند.

امروز انقلاب مردم ایران در تصرف کسانی به ناحق افتاده ، که به زعم بسیاری از انقلابیون ، کمترین نقش را در سالهای قبل از انقلاب و همچنین سالهای اولیه پیروزی انقلاب ایفاء نموده اند. لذا جنبش سبز مردم ایران ، که در پی انتخابات مهندسی شده دوره دهم ریاست جمهوری در سال گذشته ، درقبال تقلب و تحریف آرای برحق مردم برای انتخاب رئیس جمهوری خود،  سر از جامعه جوان و پویای ایران برآورده ، به تحقیق درجهت ایجاد تغییراتی در ساختار قدرت حاکم در کشور خواهد بود ، که جز نام انقلاب سبز را نمی توان برای آن در  نظر گرفت.

چنانچه کمترین خرد و تدبیری درحکام جور و ستم یافت می شد، به طور قطع می توانستند با گردن گذاردن به خواسته های برحق مردم و سپردن مقدرات کشور به منتخب مردم طی انتخابات سال گذشته ، حداقل تا چندسالی بر سالهای عمر انقلاب به یغما رفته ی سال 57 افزود. اما خوشبختانه اقتدارگرایان و دیکتاتورهای سوار بر اسب راهوار قدرت فاقد کمترین قوه تمیز برای دیدن واقعیات جامعه خود می باشند. برخوردهای اقتدارگرایان با رخدادهای اخیر و تحمیل حصر خانگی بر رهبران جنبش سبز، مصادره شهدای جنبش و برخوردهای چکشی با خانواده های شهداء و دیگر بازداشتی ها و همچنین انسداد سایت های اطلاع رسانی و کاهش سرعت اینترنت و یا خاموشی کامل آن و ارسال پیامک های ارعابی برای مردم و ... همچنان نشان از ترس و واهمه ای دارد که تمامی ارکان قدرت حاکمه در ایران را فراگرفته است. 

درهمین رابطه آقای کروبی شیخ شجاع  جنبش سبز ایران بار دیگر آمادگی خود را برای حضور در دادگاهی علنی برای محاکمه شدن اعلام و خطاب به سران حکومت گفت : "اگر غیرت و شجاعت دارید، لااقل مانند حکومت شاه رفتار  کنید که اگر مبارزانی مانند طالقانی، گلسرخی، بخارایی و ده‌ها مبارز با اندیشه‌های متفاوت  را به بند می‌کشید، اجازه انتشار محاکمات آنها در سانه‌ها را می‌داد".

مهدی کروبی از برخی که آنها را شیرهای کاغذی حکومت نامیده ، خواسته تا اگر شجاعت و غیرت دارند او را به صورت علنی محاکمه کنند ، تا او در یک دادگاه علنی نشان دهد، براندازان اصلی نظام چه کسانی هستند. به گفته آقای کروبی بر اندازی قبلاً توسط بخش‌ هایی از حاکمیت انجام شده و آنچه امروز در کشور حاکم است نه جمهوری است و نه اسلامی!.

نکته مهم نهفته درپیام شیخ شجاع جنبش سبز این است که نامبرده معتقداست که جمهوری اسلامی توسط میراث‌خواران حکومتی  سرنگون شده است. بنابراین پس از مرحوم آیت الله العظمی منتظری که با شجاعت از فقدان مشروعیت نظام مستبد دینی و ابطال ولایت رهبری خودخوانده به صراحت یاد کرد، امروز   شیخ شجاع جنبش مردم از سرنگونی نظام استبدادی توسط بخش هایی از حاکمیت سخن گفته است. 

لذا اگر روزی جمهوری اسلامی با گزینه ی رفراندوم برای تداوم خود یا رفتنش مواجه بود، امروز به نظر می رسد که این گزینه دیگر ضرورتی است که خواهی نخواهی چه به اراده خودش و یا همان گونه که در برخی کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه در این روزها و ماههای اخیر جهانیان شاهد می باشند، همانا به اراده مردم آن کشورها چاره ای جز پذیرش نخواهد داشت.

تحولات وقایع رخ داده در ایران طی سال گذشته تا به امروز و پیروزی جنبش سبز ایران در روز      25 بهمن ماه سالجاری و همچنین تعیین روزهای متوالی آینده برای حضور جنبش سبز مردم در خیابان های تهران و شهرهای بزرگ و تعیین کننده همچون اصفهان ، شیراز ، کرمانشاه ، اهواز ، مشهد و ... حکایت از زنده بودن جنبش سبز ایران برای ایجاد تحولی اساسی در ساختار قدرت حاکمه در کشور می کند.

امروز حکام جور در ایران در مقابل این سئوال اساسی قرار دارند، که نسل جدیدی از ایرانیان در قبال عملکرد سی و دوساله این رژیم به عینه درخیابان ها طرح می کنند و چالش جدی سردمداران ستم کار بشمار  می رود. آنچه در این سه دهه به نمایش گذاشته شده ، جز شکست شعارهای انقلاب و تحمیل ذلت و خواری برای ایران و ایرانیان ثمری دربرنداشته است. نسل امروز ایران به دنبال مفری برای رهایی کشور از چنگال استبداد دینی و ساخت دوباره کشور از میان خروارها مخروبه ای است که در این سه دهه اخیر بجا مانده است .

واقعیات این سه دهه زمانی که پرده ها فرو افتند و مردم ورای کاخ های حکام دینی را به عینه ببینند ، چنان تلخ و رقت آور خواهد بود ، که برای همیشه در تاریخ معاصر ایران دوره سلطنت پنجاه ساله خاندان پهلوی و همین طور دوره سیاه حکمرانی طالبان بر افغانستان، در مقابل ستم های روا شده بر مردم ایران طی این سی سال رنگ خواهند باخت.

آنچه امروز گریبانگیر حکام بی خرد در ایران شده ، بی تدبیری ، فساد مالی و اخلاقی و به نمایش گذاردن نوعی از حکومت آریستوکراسی آمیخته به سنت گرایی مبتنی بر لومپنیسم یا همان قدرت پوشالی اراذل و اوباش می باشد.

سخن را با ذکر مطلبی از کتاب روح القوانین مونتسکیو به پایان می رساند. ایشان در این کتاب عبارتی دارد به این مضمون:"زوال حکومت ها با زوال اصولی که بنیان های حکومت بر آن اصول بنا شده آغاز         می شود". از این جهت اگر حکومتی  که مبتنی بر فلسفه سیاسی مشخصی شکل گرفته است ، بخواهد ماندگار و پایدار باشد ، طبعاً باید اصول و مبانی فلسفه سیاسی آن حکومت پایدار بماند و هیچ گاه مورد تخطی قرار نگیرد. این در حالی است که سالهاست مبانی زیربنایی حاکمیت مستقر در ایران از سوی برخی بانیان آن به چالش جدی کشیده شده و بسیار روشن است که نظام حاکم بر ایران وارد مرحله احتضار خود شده ، چرا که نسل جوان کشور دیگر تحمل آن را ندارد ، که آینده‌اش را به گذشته انقلابی گره بزند که هیچ ربطی به این نسل نداشته و از آن مهمتر تمامی شعارهایش رنگ باخته است.

امروز غالب تحلیلگران منطقه ای معتقدند که تحرک کنونی جوانان ایرانی علیه حاکمیت، نبرد نهایی است، چرا که احتمال اصلاحات دیگر وجود ندارد و الگوی تونس ، مصر ، بحرین ، لیبی و دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه نیز پیش روی ایرانیان است.

به نظر می رسد جوانان مصمم و فرهیخته ایران زمین از این پس با حضوری مستمر در صحنه های مختلف مبارزه مدنی ، همچون روز به یاد ماندنی 25 بهمن و همچنین اول اسفند ماه به دنبال تاریخ سازی و خلق حماسه ای هستند ، که این بار متضمن انقلابی جاوید شامل تمامی ایرانیان برای ساخت ایرانی کاملاً متفاوت با سالهای سه دهه گذشته خواهد بود.

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در یکشنبه 1390/01/28 و ساعت 9:59 |

مقایسه جنبش سبز و انقلاب مردمی ایران و مصر و تونس 

این نوشته نه به معنای جدی گرفتن تحلیل های این روزهای سبزهاست، که به خاطر این است که بدانیم با چه جماعت متوهمی طرف هستیم!

تشبیه جنبش سبز به انقلاب مردم تونس و مصر به اندازه تشبیه جنبش سبز به انقلاب اسلامی مردم ایران مضحک و خنده‌دار است. ذوق زدگی سبزها هم از انقلاب مردم عرب آنقدر مسخره است که آدم را یاد شعارها و تحلیل‌های سال گذشته آنها می‌اندازد.

 اگر یادتان باشد یک سال پیش هم که در انتخابات ریاست جمهوری و در یک فرایند کاملا قانونی و مردمی شکست خوردند، با اغتشاش و آشوب به خیابان‌ها آمدند و برای توجیه آشوب‌های خود، صحنه‌های مبارزاتی مردم ایران را در انقلاب اسلامی سال 57 به رخ ما ‌می‌کشیدند!

 سبزهای متوهم تصور می‌کردند که  انقلاب اسلامی، با همان شعارهای انقلابی سرنگون می‌شود! خیال می‌کردند چون انقلاب با شعار «الله اکبر» به پیروزی رسیده، پس با همان «الله اکبر» هم فرو می‌ریزد! گمان می‌کردند چون شعار مردم مظلوم و محروم ایران «مرگ بر شاه دیکتاتور» بود، پس جمهوری اسلامی هم با شعار «مرگ بر دیکتاتور» فرو می‌پاشد!

 یادم هست همان روزهای آشوب و اغتشاش، برخی کاربران بالاترین که بدجوری خواب و خیال پیروزی انقلابشان را می‌دیدند، برای تقویت روحیه خود و دوستانشان می‌نوشتند «بچه‌ها نا امید نشوید. انقلاب سال ?? هم از خیابان‌های شمال تهران آغاز شده بود!»

 می‌خواستند جنبش موهوم سبز را به انقلاب اسلامی تشبیه کنند اما در نهایت به کاریکاتور انقلاب تبدیل شدند و امروز که از تشبیه خود به انقلاب اسلامی مردم ایران به جایی نرسیده‌اند، باز هم برای تقویت روحیه، خودشان را به انقلاب مردم تونس و مصر شبیه می‌کنند!

 این روزها که نوشته‌ها و تحلیل‌های آبکی برخی سبزها را در سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف از جمله شبکه‌های اجتماعی می‌خوانیم، مطئمن می‌شویم که با آدم‌هایی طرفیم که هنوز هم در همان رویاها و حال و هوای توهمی سال گذشته خود سرگردانند.

 از قدیم گفته‌اند هر گردی گردو نیست! اینکه هر کسی سنگ و کوکتل مولوتف به دست بگیرد و الله اکبر بگوید و مرگ بر دیکتاتور، الزاما حق با او نیست. اینکه سبزها با دست زدن ناشیانه و منافقانه به این قبیل اعمال، موفق نشدند اما مردم تونس و تا حدودی مردم مصر و یمن و اردن و عربستان موفق شدند، خود دلیل حقانیت مردم آن کشورها و ناحق بودن سبزهای متوهم است. اینکه حکومتی کمتر از یک ماه فرو می‌ریزد و رییس جمهور مستبدش فرار می‌کند، خود بزرگترین دلیل دیکتاتوری و غیرمردمی بودن چنان نظامی است و اینکه سبزهای آشوبگر، در طول چند ماه نتوانستند مردم را با خود همراه کنند، خود بزرگترین دلیل مردمی بودن نظام ماست.

 شباهت را باید در جزء جزء قضایا جستجو کرد نه اینکه چون هر دوی ما شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهیم پس مخالف دیکتاتوری هستیم. آنجا حکومتی بر سر کار است که در ?? یا ?? سال گذشته، رییس جمهور دیکتاتورش در انتخاباتی فرمایشی و یک نفره، در قدرت ابقا می‌شد، اما اینجا نظامی وجود دارد که منتقدین فعلی، حداقل نیمی از ?? سال گذشته را صاحب قدرت بوده‌اند! آنجا با اکثریتی مواجه هستیم که در هیچ انتخاباتی به بازی گرفته نمی‌شدند، اما اینجا با اقلیت دیکتاتوری که به هر قیمتی می‌خواست به قدرت برسد. آنجا مردم از سیاست‌های حکومت خود در قبال جهان اسلام و فلسطین و آمریکا و رژیم صهیونیستی شکایت دارند، اما اینجا شعار «نه غزه نه لبنان و مرگ بر چین» بلند بود!

 کدام شباهت؟ سبزها دلشان را به چه خوش کرده‌اند؟ اگر جنبش مخملی آنها شبیه انقلاب مردم تونس و مصر و اردن و یمن بود، پس چرا اسرائیل و آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان از آنها حمایت کردند و امروز از مردم یمن و مصر و تونس و اردن حمایت نمی‌کنند؟ چرا آمریکا سبزها را به خشونت بیشتر و مقاومت بیشتر در برابر جمهوری اسلامی تشویق می‌کرد، اما امروز مردم مصر و تونس را به آرامش دعوت می‌کند؟!

 اگر شباهتی وجود داشته باشد، انقلاب مردم مصر و تونس را باید شبیه انقلاب اسلامی دانست که در هر دوی آنها، حکومت‌های دیکتاتوری وابسته به آمریکا در منطقه سقوط کردند و حرکت سبزها را هم باید شبیه انقلاب‌های رنگین و مخملی اوکراین و گرجستان و قرقیزستان دانست که حکومت‌هایی وابسته به آمریکا روی کار آمدند. پس سبزها به جای این خواب و خیال آشفته و تشبیه خنده‌دار خود به مردم تونس و مصر، بهتر است فکر کنند که چرا عرب‌ها توانستند و سبزها نتوانستند؟!

 البته زمان انقلاب اسلامی هم آمریکا برای نجات سلطنت شاه و در حقیقت برای حفظ منافع خود در منطقه، گاهی مجبور می‌شد از شاه انتقاد کند، اما دیگر کار از کار گذشته بود، همچنانکه امروز هم دست و پا زدنشان در مصر و تونس فایده‌ای ندارد. پس دنبال شباهت ظاهری گشتن و معنا و مفهوم را ندیدن، دردی از جماعت سبز درمان نمی‌کند، جز اینکه موقتا آنها را در فضای توهمات و خیالات خود نگه می‌دارد که البته این حالت با مصرف چند قرص اکس و شیشه هم بدست می‌آید! باید دنبال شباهت باطنی باشند که شباهتی در کار نیست.

 سبزها اگر کمی وقت می‌گذاشتند و علل اصلی انقلاب مردم عرب را می‌فهمیدند، شاید در جنبش خود موفق‌تر بودند. اگر معنای واقعی دیکتاتور و دیکتاتوری را می فهمیدند و اگر می‌دانستند که انتخابات فرمایشی مصر و تونس یعنی چه و دوره ?? ساله یا ?? ساله ریاست جمهوری یعنی چه و اگر معنا و مفهوم حمایت‌ کشورهای غربی از دولت های مرتجع و دیکتاتور عرب را می‌فهمیدند، آن وقت معنای پیروزی انقلاب مردم عرب و دلائل ناکامی  جنبش خود را هم می‌فهمیدند.

 اما نه، این توقع زیادی است که انتظار داشته باشیم سبزها معنای این انقلابها را بفهمند! جماعتی که درد اصلی جامعه خود و مردم مملکت خودش را نشناسد، چطور ممکن است درد مردم مصر و تونس را بشناسد و بفهمد؟ جماعتی که هنوز نفهمیده علت اصلی فراگیر نشدن جنبش خیابانی سبز در ایران چیست، چطور می‌تواند علت موفقیت انقلاب مردم مصر و تونس را بفهمد؟

 انقلاب مردم عرب که سالها به علت حمایت همه جانبه‌ی کشورهای غربی از جمله آمریکا از رژیم‌های استبدادی منطقه، در خفقان بسر می‌بردند، بزرگتر و پرمعناتر از این تحلیل‌های خاله زنکی سبزهاست. آنقدر پرمعنا که قطعا همه معادلات منطقه و دنیا را برهم خواهد زد.

 چه کسی منکر این است که سرنگونی دیکتاتورهای منطقه، اول از همه به ضرر رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا و غرب در منطقه است؟ و چه کسی منکر این حقیقت مسلم است که انقلاب مردم عرب، اول از همه به نفع جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی در منطقه است؟

 البته ما اصراری نداریم که سبزها حتما واقعیت را بپذیرند و منطقی باشند، ما خوشحالیم که این جماعت همچنان در توهمات خود به سر می‌برند و خیال بیدار شدن هم ندارند!

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در یکشنبه 1390/01/28 و ساعت 9:56 |
پیروزی انقلاب اسلامی ایران (دهه مبارک فجر)

روزهای فراموش ناشدنی

این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذاردن در دایره معنویت و ایثار و شهادت بود که فرزانگان خاک، از این سرزمین پاک، به سوی افلاک، پر گشودند و تا نهایت تاریخ جاودانه شدند.یاد تمامی شهیدان انقلاب اسلامی همیشه سبز باد.

فرصت بازنگری

دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ و این که چه بودیم و چه می کردیم و چه می خواستیم، و اکنون کجاییم و چه می کنیم. کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در تاریخ معاصر است و این کم چیزی نیست. آیا احساس سربلندی نمی کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می کنند؟

خورشید فجر آفرین

وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بربست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پرصلابت او شدند. وقتی که امام آمد، باغچه ها گل داد، دل ها شادمان شد و امت جشن برپا کردند. وقتی که امام آمد، عشق و ایمان را به ما هدیه کرد و ایثار را به ما آموخت.

وقتی که امام آمد، آزادی به خانه ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد.

وقتی که امام آمد، تمامی امیدها و خوبی ها را با خود به ارمغان آورد. پس مبادا «راه امام» را گم، و «کلام امام» را فراموش کنیم. همه مان بدانیم که اگر امروز، فجری داریم، از فروغ آن خورشید فجر آفرین است.

یک گل و صد بهار

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
یاد باد آن دل تپیدن های مشتاقان یار و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود
عشق را صد رشته جان، در لعل نوشین بسته بود حسن راصد چشم دل، آیینه وار آورده بود
از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشق موج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود
منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهار لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود
در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق در چن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود

معجزه الهی

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بدون شک معجزه ای الهی بود که به دست معجزه گر مردی از سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به انجام رسید و چشم امید مظلومان و مستضعفان جهان را به خود خیره ساخت. تأثیر سریع انقلاب اسلامی در منطقه و بر آشفتن شعله خشم مردم مسلمان و غیرمسلمان در بسیاری از کشورهای تحت سلطه استعمار، گواه روشنی بر این مدعاست؛ زیرا در کمتر مقطعی از تاریخ، شاهد پیروزی و تأثیرگذاری قاطع جنبشی صرفا مردمی بوده ایم.

تثبیت انقلاب

اکنون که در مقطع خاصی از تاریخ تحولات جهان و هم چنین، درموقعیت حساس و سرنوشت سازی از دوران انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، مسئولیت ما ایجاب می کند تا واقعیت ها، ریشه ها و آثار گوناگون انقلاب را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بشناسیم تا بتوانیم با برنامه ریزی حساب شده ارکان انقلاب را تثبیت کنیم.

دوام انقلاب

استمرار هر جنبشی به زنده نگه داشتن انگیزه های اصلی آن جنبش وابسته است. انگیزه اصلی مردم مسلمان ایران در رویارویی با رژیم طاغوت عبارت بود از: تلاش برای ایجاد استقلال فرهنگی، آزادی سیاسی و جمهوری اسلامی. با تحلیل دقیق این انگیزه ها در مرحله نظر و سپس برنامه ریزی عملی برای اجرای آنها در سطح اجتماع، می توانیم دوام انقلابمان را تأمین کنیم.

جلوگیری از انحراف انقلاب

راز انحراف هر نهضتی، در انحراف از آرمان ها، ریشه های استوار آن نهضت نهفته است؛ به عنوان مثال، نهضتی که بر پایه اقتصاد و با اعتماد بر پول پولداران استوار است، با کاهش امکانات مادی رو به انحطاط خواهد گذاشت. و بالعکس، نهضتی که ایمان و عقیده در آن بیشترین اهمیت را دارد گرچه از تأثیر عوامل اقتصادی بر کنار نیست اما تهاجم فرهنگی برنده ترین سلاح در قطع ریشه های آن است.رهبر معظم انقلاب اسلامی، مدظله العالی، در رهنمودهای خویش پیوسته از دسیسه ها و حیله های دشمنان فرهنگی کشور، پرده برداشته اند. از جمله می فرمایند «مسئله تهاجم فرهنگی که ما بارها روی آن تاکید کرده ایم، یک واقعیت روشنی است که با انکار آن نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. تهاجم فرهنگی وجود دارد. اگر ما آن را انکار کردیم مصداق این فرموده امیرالمومنین علیه السلام می شویم که فرمودند: «تو اگر درسنگر به خواب بروی معنایش این نیست که دشمن هم درسنگر مقابل به خواب رفته است....» باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در [معرض] تهدید است.

حدیث حماسه

شب تیره حاکمیتِ ستمگران هول انگیز و دردآلود بود و مردمان در ظلمات جهل و ستم می سوختند تا آن که این روزگار آغشته به آلودگی و اختناق به سر رسید و پس از سیاهی 2500 ساله سحر از راه رسید و سپیده بردمید. خورشید فروزان انقلاب، همچون معجزه ای اعجاب انگیز، از افق توحید طلوع کرد و بر روی عاشقان حق و حقیقت روزنه امید و آرامش گشود. آری مشعل داران بزرگ حماسه از پس انبوه سیاهی و ستم حماسه ستیز با ستم و بیدادگری را زمزمه کردند و با خون خویش طلوع این خورشید شکوهمند را نوید دادند. پرتوهای این خورشید فروزان، نهال آرمان های والای امت اسلام را به بالندگی رسانید و باغ های اندیشه را بارور ساخت و در پرتو آن، نغمه توحید و صلای ایمان در همه جای کشور طنین انداز شد.

رمز پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طولی نکشید که پرتوهای معنوی این بارقه الهی مرزهای جغرافیایی را درنوردید و مسلمانان جهان را از خواب غفلت بیدار کرد و رستاخیز اسلامی را در سراسر جهان پدید آورد. زیرا این انقلاب، جنبه معنوی و دینی داشت و از این رو، توانست در کشورهای اسلامی نفوذ کند و هزاران انسان را شیفته خویش سازد. امام خمینی(ره) در معرفی انقلاب اسلامی و بیان رمز پیروزی آن فرمودند: «... این قیام، قیام حق بر باطل بود، قیام عبودیت بر طاغوت بود، قیام انسانیت بر توحّش بود. رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما جنبه معنوی و اسلامی داشت...» این هدیه غیبی بود که [خداوند] به ما داد. این استقلالی که خدای تبارک و تعالی به ما داده و دست اجانب را کوتاه کرده، برای خاطر آن قدرت ایمان و وحدت کلمه بود».

انفجار شگفت انگیز

این رویداد شگفت انگیز چون انفجاری عظیم، گیتی را به تزلزل درآورد و ساکنان آن را در بهت و تحیّر فرو برد و تمامی تحلیل ها و برنامه ریزی های سیاست مداران و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی دنیای استکبار را دگرگون ساخت و راه تازه ای پیش روی حقیقت طلبان گشود. آنان که در گرداب ضلالت و مرداب مادی گرایی و رفاه طلبی فرو رفته بودند، با حساب و کتاب های دنیایی و اندیشه های علیل سیاسی خود نتوانستند از این رویداد معجزه آسا درک درستی یابند و به صراحت از درماندگی خود پرده برداشتند. امام خمینی(ره) درباره این گونه افراد فرموده است:

«... رسوایی شان به خاطر آن است که اسلام و نفوذ معنوی آن را درتوده های مردم نشناخته اند و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت ها بسته اند».

شمیم بهار

بیا بیا که شمیم بهار می آید دل رمیده ما را قرار می آید
سر از افق بدرآورد صبح آزادی سرود فتح و ظفر زین دیار می آید
بیا که شد سپری دوره تباهی ها زمان سروری و اقتدار می آید
گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستم نهال حق و عدالت به بار می آید
بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرون فرشته از طرف کردگار می آید
خوش آمدی به وطن مقدمت گرامی باد صدای هلهله از هر گذار می آید

قیام للّه ، عامل پیروزی انقلاب اسلامی

مهم ترین و اساسی ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، قیام مردم برای خدا بود و این نکته حساسی است که از دید غربی ها و سیاست مآبان مادی گرا، خارج و از حیطه تفکر محدود آنان بیرون، و برای آنها و دنباله روان شان واژه ای نامفهوم است. حضرت امام(ره) در این باره چنین می فرمایند: «رمز پیروزی ما در این بود که نهضت ما تنها سیاسی نبود. فقط برای نفت نبود. [دارای[ جنبه معنوی و اسلامی محض بود. رمز پیروزی، اتکال به قرآن، و شیوه مقدس شهادت است. در عین حال که با تانک ها و مسلسل ها روبرو بودند، با دست خالی پیروز شدند. مشت بر تانک غلبه کرد.

شما رمز پیروزی را حفظ کنید».

انقلاب در روش ها و منش ها

حضرت امام(ره) پیش از آن که مردم را به انقلاب بر ضد طاغوت وادارد، انقلابی در درون دل هایشان آغاز کرد. بنابراین انقلاب اسلامی ایران، انقلابی بود بر ضد تمام ارزش های به ارث مانده از دوران سمت شاهی؛ انقلابی بود در روش ها، منش ها، سنت های جاهلی. انسان هایی که گاهی برای به دست آوردن وسایل بهتر زندگی، تظاهرات می کردند، چنان متحول شدند که باسخنرانی ها و رهنمودهای جاوید امام راه چند ساله را یک شبه طی کردند.

جوانانی که به فکر آرایش ظاهری خود و دنبال شهوات نفسانی بودند، این بار در جستجوی حقیقت، راه شهادت پیش گرفتند و حسین وار، ندای «هیهات منّا الذّلة» سر دادند و ارزش های طاغوتی را مبدّل به ارزش های قرآنی کردند.

ماه ظفر

مژده ای منتظران ماه ظفر باز آمد ماه بهمن به دو صد شوکت و فر باز آمد
دور رنج و تعب حق طلبان شد سپری روز فخر و شرف اهل نظر باز آمد
شد فروزان به جهان کوکب اقبال وطن صبح پیروزی ما بار دگر باز آمد

فرا رسیدن دهه مبارک فجر و سالروز پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی را به ملت شریف ایران، تبریک عرض می کنیم و امیداوریم گرامی داشت پیروزی انقلاب انگیزه ای برای انقلاب درونی ما باشد و همچنان که بر نظام پوسیده شاهنشاهی پیروز شدیم و آن دیوان و دوزخی دلان را از کشور خارج ساختیم، بر نفس اماره خویش نیز پیروز شویم و شیطان و اغواهای شیطانی را برای همیشه پاکسازی کنیم، چرا که در آن صورت به پیروزی حقیقی رسیده ایم و انقلاب اسلامی از هر گزندی ایمن کرده ایم.

دست آوردهای انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات عمیقی در داخل کشور و جهان ایجاد شد که مهم ترین آنها عبارت است از:

1ـ شکوفایی معنوی و گرایش مردم به سمت ارزش های اسلامی. 2ـ احیای اصل امامت در قالب ولایت فقیه. 3ـ گسترش آزادی های مشروع که خود موجب حضور بیشتر مردم در صحنه های مختلف اجتماعی شده است.

4ـ فعال شدن حوزه و دانشگاه در صحنه های علمی و اجتماعی و وحدت این دو جناح مهم و سرنوشت ساز. 5ـ حضور فعال زنان در انقلاب و بالا رفتن منزلت زن در ایفای نقش سیاسی. 6ـ طرح مسأله استکبار ستیزی در سطح بین المللی و احیای فریضه جهاد و بیداری ملت های مظلوم در مقابل مستکبران و سلطه طلبان. 7ـ مطرح شدن اسلام در صحنه های بین المللی به عنوان قدرتی قابل توجه.

تاریخ انقلاب را باید خواند

تاریخ انقلاب را باید با خامه ای خون نگار بر صفحه جان ها نوشت و بادیده عبرت مطالعه کرد. تاریخ انقلاب را بایدنوشت تا آیندگان بفهمند که این انقلاب و میوه پر طراوت آن، یعنی نظام اسلامی آسان به دست نیامده و در پای واژه واژه این کتاب مقدس، خون پاک ترین و رشیدترین فرزندان این ملت ریخته شده است. تاریخ انقلاب را باید حفظ کرد، تا آنان که «در» «فجر» چشم به جهان گشوده اند و در «روشنایی» پا گرفته اند، قدر نعمت «روز» را بدانند و تصویری از سیاهی «شب» در ذهن خویش داشته باشند. تاریخ انقلاب را باید نگاشت و هر روز آن را مرور کرد تا موریانه های غفلت از درون تهی مان نکنند. تاریخ انقلاب را باید برای نسل جوان انقلاب خواند تا بدانند که نیاکانشان برای پیروزی و تداوم آن چه خون دل ها خورده اند، و چه شکنجه ها و مرارت ها و تبعیدها به جان خریده اند. باید به نسل جوان و نسل انقلاب یادآوری کرد تا میراث گرانسنگ انقلاب را ارزان از دست ندهند و آن را بیهوده در پای دنیاخواهی و شهوت طلبی قربانی نکنند.

12 بهمن 57

در این روز، پس از سال ها که از هجران امام می گذشت و پس از انتظاری سرخ و طاقت سوز، امام در میان استقبال گرم عاشقان وفادار خویش بر خاک وطن قدم نهاد. آن روز مریدان آرزومند و امیداور؛ این گونه سرودند:

ای نور چشم ملت ایران خوش آمدی ای یوسف عزیز به کنعان خوش آمدی
دیدی که چشم مردم ایران سپید گشت یعقوب وار، در غم هجران خوش آمدی

تهران، آن روز شاهد بزرگترین استقبال تاریخ بود. جمعیتی پنج میلیونی که در طی روزهای گذشته مشتاقانه از شهرستان ها به تهران آمده بودند، در مسیری 33 کیلومتری در پیش قدم های مبارک امام، گل های سرخ و اشک های شوق فرو ریختند.

19 بهمن 57

در این روز پرسنل سرافراز نیروی هوایی در برابر امام(ره) رژه رفتند و با فریادهای افتخارآمیز «ما قطره ای از ارتش توایم خمینی»، وفاداری خود را به امام و امت انقلابی اعلام کردند.

21 بهمن 57

در این روز، دشمن کور دل که در تدارک توطئه خائنانه کودتا برای درهم کوبیدن انقلاب بود، ساعات منع عبور و مرور را از چهار و نیم بعدازظهر تاساعت دوازده روز بعداعلام کرد. رهبر خردمند انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)، به مردم دستور دادند که به اعلامیه حکومت نظامی وقعی ننهند، و تا پیروزی نهایی، همچون روزهای قبل به خیابان ها بریزند. جنگ خونین گارد شاهنشاهی با نیروی هوایی آغاز شد و مردم مسلح به یاری افراد نیروی هوایی شتافتند.

22 بهمن 57

دراین روز، سقوط نظام 2500 ساله استبداد و پایان شب سیاه ستم تحقق یافت و نغمه دل انگیز «در بهار آزادی، جای شهدا خالی» همه جا طنین انداز شد. «در این روز، امام امت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت، سلطه را به قبرستان سلطنت سپرد و کنگره های قصر استکبار را ویران کرد. در این روز، نفس های سبز بهاری در تنمان جاری شد. «22 بهمن، ستم نابود شد، پلیدی رفت و تباهی و سیاهی رخت بر بست. در 22 بهمن، شادی و سرور به خانه ها آمد، استقلال نصیب ما شد، و نور جمهوری اسلامی دمید. در 22 بهمن، باغچه هامان گل داد، دلهامان شادمان شد و مردم ما جشن پیروزی بر پا کردند. دراین روز، ما به همه خیرها، امیدها و خوبی ها نایل شدیم. این جشن بی بدیل بر همگان خجسته باد.

بعثت جدید عصر

اکنون در آستانه شروع بیست و دومین سال انقلاب اسلامی و بعثت جدید عصر قرار داریم. در این روز توان و تلاش ملتی خستگی ناپذیر، طومار حکومت ظالمانه ستم شاهی رادرهم پیچید و بنای عدالت و استقرار نظامی بر اساس معیارهای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را فراهم آورد.در حالی آغاز بیست و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی می داریم که کاروان انقلاب از سنگلاخ های عظیمی در مسیر حرکت خود عبور کرده است، و با اقتدار تمام بر مواضع اصلی و مکتبی خود، تأکید ورزیده است. بی تردید در ادامه نیز با الهام از ارواح مقدس شهدا و ایثارگران و با عنایات خداوند و تحت زعامت رهبر گرانقدرمان، موانع را رفع و نور امید را در دل محرومان جهان روشن خواهیم کرد.

طلوع دوباره اسلام

در بهمن ماه 57، جهان شاهد تحولی شگرف و انقلابی عظیم و مردمی در تاریخ بود. قیام ملتی مصمم و یکپارچه با قلب هایی سرشار از عشق و ایمان. در بهمن ماه، رهبر بزرگ و نستوهی، پس از سال ها دوری از وطن، قدم بر خاک گلگون میهن گذاشت که آزادی و استقلال را نصیب امتی خداخواه کرد. امام آمد و عظمت، شرافت و افتخار به همراه آورد و به فرموده مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، «امام آمد تا به نام خدا سفینه نجات خلق را از میان لجّه ای خون به ساحل پیروزی رهنمون شود. و بدین سان بهمن 57 طلوع دوباره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ، تجدید حیات مستضعفان و خشنودی حضرت ولی عصر، مهدی موعود(عج) را نوید داد.

حماسه پرشکوه

بهمن، یادآور حماسه پرشکوه و کم نظیر ملتی است که توانست تحت رهبری و هدایت بزرگمردی فرزانه و روحانی و با بهره گیری از دین مبین اسلام در رویارویی خونینی مقابل استبداد شاهنشاهی فصل جدیدی از حیات سیاسی و فرهنگی خویش را آغاز کند و بار دیگر نقش تاریخی و بی مانند خود را در اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی تجدید کند.

طنین انقلاب اسلامی

طنین انقلاب اسلامی به دلیل دورن مایه دینی و زیربنای غنیِ فرهنگی آن همراه با آهنگ موزون و جان بخش امام خمینی(ره)، به سرعت در گستره جهان گوش ها را نوازش داد و قلوب انسان های مشتاق حقیقت و تشنه معنویت را به آبشخور زلال تفکر اسلامی رهنمون شد. این انقلاب عظیم و کم نظیر اسلامی در اندک زمان، با وارد کردن اسلام در صحنه سیاست بین الملل توانست، معادلات قدرت را در جهان تغییر دهد و آن را به عنوان نیروی سیاسی و فرهنگی جدیدی درمرکز توجهات جهانی قرار دهد.

اهداف انقلاب اسلامی

استقلال طلبی و نفی سلطه بیگانگان، اصالت دادن به معنویت و ارزش های اخلاقی، احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، طرح این اندیشه که دین از سیاست و علم از دین جدانیست، بازگشت به هویت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدم داشتن جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، عدالت اجتماعی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادی و معنوی انسان ها و سرانجام وحدت و عزت امت اسلامی از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. در حقیقت وجه غالب انقلاب کوشش در راه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.

محرک انقلاب

خورشید پرفروغ و خونین رنگ انقلاب اسلامی با گذشت بیش از دو دهه از عمر خویش، اینک سرافرازانه و پر شکوه تر از گذشته از پس قله پیروزی رخ می نماید. انقلابی که بزرگ ترین و عمیق ترین تحوّل ارزشی و فکری را در عصر حاضر به وجود آورد و معماربزرگ آن و احیاگر قرن، امام خمینی(ره)، اسلام نام محمدی را به صحنه های اجتماعی کشاند و با کنار زدن نظام طاغوتی، به اصلاح امور امت و تحکیم پایه های حکومت اسلامی در ایران و مطرح کردن اسلام به عنوان تنها راه نجات بشریت درجهان پرداخت. آنچه در این انقلاب انکارناپذیر و چشمگیر است تأثیر تعیین کننده اسلام، به عنوان محرک انقلاب و نقش سرنوشت ساز علمای آگاه به زمان، در بسیج و تمرکز بخشی توده ها، در پرتو اندیشه دینی می باشد. و همین هویت اسلامی انقلاب بود که امپریالیسم را در دو قالب شرقی و غربی اش، به چالش طلبید.

خوش آمدی

سلام بر تو ای مطلعِ فجر. ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم.

خوش آمدی، بمان و همچنان جاودانه باش.

امام آمد

امام آمد و چون خون در رگ هایمان جاری شد. امام آمد و به سان نور، شب تارمان را روشنایی داد. امام آمد و چون روح به کالبد مرده مان، حیاتی دوباره بخشید. امام آمد و زمستانمان را بهاری جاودانه کرد.امام آمد و فجر آورد و در دستان پر نورش، «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را به ارمغان آورد. امام آمد، مردی که بر سر بیدادگران، کلیم وار می خروشید و بر تن خسته امت، دم مسیحایی بود. کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیاء دم مسیحایی اش مردگان گورستان ترس و یأس را حیاتی بخشید. جاودانه باد نظامش و بلند باد نامش.

پر بارتر از ده قرن

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر. آری «دهه فجر». پس از آن ده روز، سپیده روشن جمهوری اسلامی دمید. «کلمة اللّه » بر فراز زمان جای گرفت و کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها بر پا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مؤمنان مصمم و مشیّت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد. امام در پیام خدایی اش و با دم مسیحایی اش در شهیدآباد «بهشت زهرا»، در «صور انقلاب» دمید و مردم را جان بخشید.

معجزه ایمان

یوم اللّه 22 بهمن، یادآور معجزه «ایمان» در مصاف با قدرت های مادی است. 22 بهمن پیش از آن که حکایت از پیروزی ملت داشته باشد گواه کارآمدی اندیشه دینی و نقش مؤثر «ایمان» و باورهای دینی در پیدایش حرکت های فراگیر و بنیادین اجتماعی است. همین نکته مشخصه اصلی انقلاب اسلامی ایران در میان دیگر انقلاب های بزرگ جهان است و نیز دقیقا همین نکته است که خشم و کینه توزی دشمنان داخلی و خارجی را برانگیخته و آنان را به موضع گیری خصمانه و مستمر بر ضد این انقلاب واداشته است.

پاسداری از ریشه های انقلاب

بزرگداشت پیروزی انقلاب و یوم اللّه 22 بهمن به معنای بزرگداشت آرمان های اسلامی و اعتقادات دینی است، که جوهره انقلاب را تشکیل می دهند. به عبادت دیگر حضور آگاهانه در صحنه هایی این چنین، از مصادیق پاسداری از ریشه های انقلاب است. از این رو، امید می رود مردم آگاه و بیدار ایران اسلامی با شرکت گسترده خود در راهپیمایی 22 بهمن، بار دیگر به دشمنان خارجی و داخلی بفهمانند که بر پیمانی که با امام بزرگ خویش در جهت تحقق بخشیدن به احکام اسلام و بنای جامعه دینی بسته اند، استوار بوده اند و خواهندبود و هیچ توطئه نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان را از صحنه ها خارج، و نسبت به اسلام و انقلاب دلسرد نخواهد کرد.

انقلاب و خودسازی

اینک بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. انقلابی که کم ترین اثر آن، تجدید هویت دینی مسلمانان و ایجاد زمینه های خودسازی برای آنان بود. بی تردید امروزه همه ما بیش از هر زمان دیگر به خودسازی معنوی و روحی، محتاجیم و باید یکیایک ملت ما در این زمینه، اهتمام کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام بازگشت از جنگی فرمودند: جهاد اصغر پایان یافت، جهاد اکبر باقی است. امروزه روز جهاد اکبر و مبارزه با هواهای نفسانی و خودسازی است و اگر ملت ما از این مهم فاصله بگیرند، هر چند به شکوفایی اقتصادی و رشد علمی هم برسد، سودی نکرده است؛ همچنان که در دنیا کشورهای مترقی بسیاری وجود دارد که علی رغم پیشرفت های اقتصادی و علمی، به دلیل فقدان معنویت، مردمشان به اضطراب و عذاب های روحی و روانی بسیاری دچارند.

بوی بهار

این روزها بوی خوش به همراه عطر آزادی از راه می رسد و تقویم تاریخ بار دیگر برگ زرینی به خود می افزاید و ما در آستانه بیست و دومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قرار داریم. آری، اینک ملت مسلمان ایران، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خود را در حالی جشن می گیرد که فرهنگ و اندیشه اسلامی به برکت انقلاب اسلامی، در مسیر اوج و بالندگی خود، همچون سپر اخلاقی و معنوی استواری در برابر یورش فرهنگ و تمدن ضدارزشی غرب خودنمایی می کند و بر تجدید هویت دینی و تمسک به ارزش های دینی و انسانی پای می فشرد.

کارنامه انقلاب

بیست و دو سال پیش انقلاب اسلامی به ثمر نشست و آرمان بلند حق جویان و عدالت خواهان با تحقق جمهوری اسلامی عینیت یافت. این تحول شگرف که در تاریخ ایران بی نظیر بود، صاحبان اندیشه مادی را به شگفتی واداشت و قدرت و عظمت ایران اسلامی را ـ که روزگاری دست خوش هوس های دژخیمان و قدرت های سلطه گر وقت بود ـ به اوج رسانید. کارنامه انقلاب اسلامی مشحون از رشادت ها و جان فشانی های فرزندان مخلص انقلاب و آیینه شفاف ایثارگری ها و تلاش های بی دریغ شخصیت های برجسته انقلاب است. این میراث گران بها که ره آورد خون هزاران انسان پاک و صدهاشخصیت راست قامت انقلاب است، بیش از هر دست آورد دیگر نیازمند پاسداری و نگهداری است.

انقلاب اسلامی در دیدگاه امام(ره)

در نظر امام، انقلاب اسلامی که دست آورد میلیون ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید و مایه امید مسلمان ها و مستضعفان و سرآغاز انقلاب انسان ساز جهانی است، فراتر از آن است که به بیان و زبان آید. به اعتقاد بنیانگذار راحل، انقلاب اسلامی، ماهیتی جز آنچه اهل بیت علیه السلام در اندیشه تحقق آن بوده اند، ندارد؛ یعنی ریشه در فرموده های ائمه اطهار علیهم السلام دارد و در راستای حماسه تاریخی عاشوراست. بدین ترتیب انقلاب از اسلامی راستین و راه سرخ شهادت و ایثار و فرهنگ سیاسی اهل بیت علیه السلام جدا شدنی نیست. در نظر امام(ره) انقلاب اسلامی، که ریشه در مکتب انقلابی تشیع و اسلام ناب محمدی دارد، میراث بزرگی است که ارزش هرگونه ایثار و جان فشانی را دارد.

انقلاب اسلامی، الگوی فکری و سیاسی ملت ها

تاریخ جهان پر از حوادث، رویدادها و انقلاب هایی است که هر کدام آثاری مثبت یا منفی به دنبال داشته است. آثار بعضی از انقلاب ها، با توجه به ماهیت مادی و اهداف سطحی آنها، محدود به زمان و مکان است و پس از مدتی، نابود می شود. در مقابل بعضی دیگر، به دلیل ماهیت معنوی و اهداف بلند انسانی و الهی شان به زمان و مکان خاصی محدود نمی شود و شعاع فکری و سیاسی آن، سایر کشورها را نیز فرا می گیرد. این جنبش ها الگوی فکری و سیاسی ملت های دنیا قرار می گیرد و هر چه از زمان وقوع آن می گذرد، جایگاه واقعی خود را بهتر و بیشتر باز می کند. انقلاب اسلامی ایران، از جمله پدیده های تاریخی است که موج عظیمی در دنیا ایجاد کرده است و با وجود گذشت چندین سال از وقوع آن، دورترین نقاط جهان را در برگرفته است.

جاذبه و دافعه انقلاب اسلامی

بدون شک، انقلاب اسلامی، برخی از ملت های دنیا را به سوی خود جذب و برخی را دفع کرده و به رویارویی با خود برانگیخته است و این دفع و جذب، همانا به سبب ماهیت فوق مادی و اهداف بلند الهی و انسانی آن است. کشورهایی که دچار بحران های غیرانسانی و الهی شده اند، به سوی انقلاب اسلامی گرایش پیدا کرده اند و کشورهایی که منافع شان به خطر افتاده است، از انقلاب اسلامی رو برتافته اند و اقدام به توطئه های متعدد و گسترده کرده اند.

برکات انقلاب اسلامی

گسترش اسلام و ارزش های مذهبی در جهان و رویکرد آزادگان جهان به اسلام و قرآن، احیاء ارزش ها و مقدسات دینی در میان جوانان کشورهای اسلامی اشتیاق مردم جهان به درک حقایق، آشکار شدن ماهیت پلید طرفداران دروغین حقوق بشر، دموکراسی و عدالت نزد ملت های تحت ستم جهان، رسوایی و انفعال امپریالیسم تبلیغی و طرد استکبار، همه و همه از برکات انقلاب اسلامی ایران است. چنان که قائد فقید و فرزانه انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: «بحمداللّه از برکت انقلاب اسلامی ایران دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است و می رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستکبران فرو ریزد».

قرآن و انقلاب در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب، می فرمایند: «مردم ایران عاشق قرآن هستند و انقلاب اسلامی راه را برای پیوستن جوانان و نوجوانان به کاروان عاشقان قرآن کریم گشوده است و امروز، روح قرآنی حاکم بر کشور است و جاذبه قرآن کریم، جوانان و نوجوانان را مجذوب محافل قرآنی کرده است. ایران اسلامی متکی به معارف قرآن است و نظام اسلامی در تلاش است که معارف قرآنی در سطح عموم مردم گسترش یابد؛ زیرا در این صورت ایران اسلامی شکست ناپذیر خواهد بود».

حامیان اصلی انقلاب از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر خردمند و فرزانه انقلاب، قشر محروم جامعه را طرفداران واقعی نظام اسلامی می دانند و چنین می فرمایند: «حامیان اصلی انقلاب اسلامی طبقه محرومند که باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند، به دو دلیل: اولاً، چون احتیاجات شان بیشتر است و عدل این را اقتضا می کند و ثانیا چون آنها پشتیبانی شان از نظام جدی تر و همیشگی تر است و از اول این جور بوده است. توی جبهه ها چه کسانی بودند؟ نسبت ها را ملاحظه کنید. خیلی از این پولدارها از این مرفهین جامعه، از این بی دردها و بی احساس ها، هشت سال جنگ آمد و رفت و این ها جنگ را حس نکردند. همان غذا، همان راحتی، همان آرامش ؛ و چهار روز هم اگر شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشین شان می شدند و می رفتند یک جای دیگر و راحت استراحت می کردند و نفهمیدند بر سر این مملکت چه گذشت».

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در یکشنبه 1389/12/22 و ساعت 9:0 |

phil70

phil70

phil70

phil70

phil70

phil70

phil70

phil70

phil70

phil70

phil70

+ نوشته شده توسط سید محمد احمدی باغسیاهی در یکشنبه 1389/12/22 و ساعت 8:55 |